X
تبلیغات
هرم درخشان
 
هرم درخشان
 
 
ادبیات فرانسه،روسیه،آمریکا،ایتالیا
 
۱

آناتول فرانس (۱۶ آوریل، ۱۸۴۴ - ۱۲ اکتبر، ۱۹۲۴) تخلص ژاک آناتول فرانسوا تیبو از نویسندگان برجسته فرانسوی است.

او در پاریس بدنیا آمد. پدرش کتاب‌فروش بود و زندگی آناتول نیز بیشتر با کتاب گذشت. در ۱۸۹۶ به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد و در ۱۹۲۱ جایزه نوبل ادبیات را گرفت. در دهه ۱۹۲۰ برخی از آثارش در فهرست کتاب‌های ممنوع فرانسه بودند.


  • جنایت سیلوستر بونار
  • تائیس
  • بریان‌پزی ملکه صبا
  • عقاید ژروم کونیار
  • زنبق سرخ
  • باغ اپیکور
  • کمدی انسانی
  • کرنکبیل
  • آقای برژه در پاریس
  • پیر کوچک
  • جزیره پنگوئن‌ها، ترجمه محمد قاضي
  • زندگی ژاندارک
  • خدایان تشنه اند
  • عصیان فرشتگان
  • بر سنگ سفید
  • ماجرای خنده آور، ترجمه جهانگير افکاري
  • هفت کشور، ترجمه سيد محمد علي جمال زاده

۲

رومن رولان  (۲۶ ژانویه ۱۸۶۶ - ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴) نویسنده فرانسوی بود.

او درسال ۱۸۶۶ در شهر کلامسی، در ایالت بورگونی، در خانواده بورژوآی مرفهی به دنیا آمد.

در چهارده سالگی به همراه خانواده‌اش برای تحصیل راهی پاریس شد، در نوجوانی با افکار باروخ اسپینوزا آشنا شد و لئو تولستوی را کشف کرد. در ۱۸۸۹ م. در رشته تاریخ ادامه تحصیل داد و در ۱۸۹۵ م. به رم رفت در رشته هنر مدرک دکترا گرفت. رسالهٔ دکترای او در مورد تاریخ اپرای اروپا پیش از ژان باتیست لولی و آلساندرو اسکارلتی است.

پس از اخذ دکترا، سه سال در مدرسه عالی به تدریس تاریخ هنر اشتغال داشت و از آن پس دوره‌ای کوتاه در دانشگاه سوربن تاریخ موسیقی تدریس کرد و سپس در ۱۹۱۲ به نوشتن روی آورد و طی هشت سال تا ۱۹۰۴ م. رمان ۱۰ جلدی ژان کریستف را به رشتهٔ تحریر درآورد.

رومن رولان انسان صلح دوستی بود. او به دعوت ماکسیم گورکی در سال به شوروی رفت و با استالین ملاقات داشت. علی‌رغم تمایل به اندیشه‌های مارکس، علیه استالین و حکومت شوروی مقالات متعددی انتشار داد. در ۱۹۱۴ م. به سویس رفت و ۲۳ سال از عمر خود را در آنجا گذراند. در همان جا با مهاتما گاندی آشنا شد.

او دوبار ازدواج کرد. بار اول در۱۸۹۲ با کلوتیلد برئال که نه سال بیشتر دوام نیاورد و بار دیگر پس از سی و سه سال تنهایی در ۱۹۳۴ با ماری کوادچف ازدواج کرد که این ازدواج تا پایان عمر رومن ادامه یافت.

نشان‌ها و جوایز

رومن رولان در سال ۱۹۱۰ مفتخر به دریافت نشان لژیون دونور (بالاترین مدال افتخار فرانسه) شد و در سال ۱۹۱۳ جایزه بزرگ آکادمی فرانسه را به دست آورد. در سال ۱۹۱۶ نیز جایزه ادبی نوبل را به دست آورد.

  • نشان لژیون دونور (بالاترین مدال افتخار فرانسه) ۱۹۱۰م.
  • جایزه بزرگ آکادمی فرانسه. ۱۹۱۳ م.
  • جایزه نوبل ادبیات به رمان جان شیفته. ۱۹۱۵ م.
  • مدال گوته. ۱۹۳۳م. این جایزه را از دولت نازی نپذیرفت.

نظر دیگران دربارهٔ رومن رولان

پیش از دیدارتان، سالیان متمادی به شما به عنوان هنرمند و پیام‌آور عشق به انسان‌ها ارج می‌نهاده‌ام. خود نیز همیشه جانبدار عشق به هم‌نوع بوده‌ام. البته نه به دلایل احساسی یا آرمان‌گرایانه، بلکه به دلایل معقولانه و اقتصادی: در مواجهه با سائق‌های غریزی و جهان، به گونه‌ای که اکنون هست، ناگزیر عشق را به عنوان حافظ نوع بشر در مقابل تکنولوژی اجتناب‌ناپذیر می‌دانم. زیگموند فروید، نامه به رومن رولان، ۲۹ ژانویه ۱۹۲۶ (منبع ۶)

آثار

نمایشنامه

  • تراژدی ایمان (۱۹۰۹): شامل سن لوئی (۱۸۹۷)- آئرت (۱۸۹۸) - پیروزی خرد (۱۸۹۹)
  • تئاتر انقلاب (۱۹۰۹): شامل ۱۴ ژوئیه (۱۹۰۲) - دانتون (۱۹۰۰) - گرگ‌ها (۱۸۹۸) - زمان آن خواهد رسید(۱۹۰۳)
  • لیلولی (۱۹۱۹م.)
  • دیکه دوندن

زندگی‌نامه

  • بتهوون (۱۹۰۳م.)
  • هندل (۱۹۱۰م.)
  • میکل آنژ (۱۹۰۶م.)
  • لئو تولستوی (۱۹۱۱م.)
  • گاندی (۱۹۲۴م.)
  • میّه

تاریخ موسیقی

  • تاریخ اپرای اروپا پیش از ژان باتیست لولی و آلساندرو اسکارلتی
  • موسیقیدانان دیروز و موسیقیدانان امروز

رمان

  • ژان کریستف (۱۹۰۴م.)
  • جان شیفته (۱۹۲۳م.)
  • کولا برونیون

سایر

  • فراتر از جنگ
  • پیغمبران هند جدید
  • داستان‌های زیبای من
  • پیشگامان (مقالات)
  • یادداشتهای زمان جنگ
  • خاطرات ایام جوانی

۳

الکساندر دوما (پدر) رمان ­نویس و نمایشنامه ­نویس فرانسوی (۲۴ ژوئيه ۱۸۰۲ (میلادی) - ۵ دسامبر ۱۸۷۰ (میلادی)) بود به او لقب "سلطان پاریس" را داده بودند. او به خاطر رمان‌های ماجراجويانه فراوانش، يكي از مشهورترين نويسندگان فرانسه به شمار مي‌رود. بسياری از رمان‌های او، از قبيل « کنت مونت کریستو»، «سه تفنگدار»، «بیست سال بعد» و «ویکنت دوبراژلون» رمان‌هايی دنباله دار و سريالی هستند. او علاوه بر رمان‌نويسی، مقاله‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و خبرنگار پرتوانی بود.

الكساندر دوما دارای نژادی «آفريقايي- فرانسوي» بود و علی‌رغم ارتباطات اشرافی موفقی كه داشت، تأثير اين تركيب نژادی، گاهی در آثار و گفتار او ديده می‌شود. او يك بار به شخصی كه به پيشينهٔ نژادی او توهين كرده بود گفت: «پدر من يك دورگهٔ اروپایی است، پدر بزرگ من يك سياه پوست است و پدرپدربزرگ من يك ميمون! مي‌بينی مرد، شروع خاندان من همچون پايان خاندان توست!»

فرانسه نويسندگان برجستهٔ زيادی را در خود جای داده اما گسترهٔ خوانندگان هيچ يك از آنها به الكساندر دوما نمی‌رسد. او از پيش گامان مکتب رمانتی سیسم بود و گاهی رگه هایی از مکتب رئالیسم نيز در نوشته‌هايش يافت می شود. وی بيش از سيصد عنوان كتاب دارد كه از نشانه‌های پركار بودن اين نويسنده بزرگ است. كتاب‌های او تقريباً به تمام زبان‌های زندهٔ دنيا ترجمه شده و تاكنون بیش از ۲۰۰ فيلم از كتاب‌های او ساخته شده است. هم اينك محلّ زندگی او در کاخ مونت کریستو در حومهٔ پاريس پذیرای مسافران و علاقه‌مندان به اوست. همچنين در سال ۱۹۷۰ يكي از ايستگاه‌های متروی پاريس برای بزرگداشت او به نام ايستگاه الكساندر دوما نامگذاری شد و در سال ۲۰۰۲ ميلادی، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقايای جسد او را در عمارت پانتئون پاريس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جاي داد.

دوما در پنجم دسامبر سال ۱۸۷۰ در حالی كه ۶۸ سال از بهار زندگی اش می‌گذشت نقاب رخ در خاك كشيد و به ابديت پيوست.

  • سه تفنگدار
  • پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار
  • ویکنت دوبراژلون، قسمت سوم سه تفنگدار
  • کنت دو مونت کریستو
  • ملکه مارگو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح‌الله منصوری منتشر شده‌است.
  • خانم مونسورو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح‌الله منصوری منتشر شده‌است.
  • گردنبند ملکه
  • آنتونی
  • برج نسل
  • ژوزف بالسامو
  • چگونه نمایشنامه‌نویس شدم

۴

الکساندر دوما (پسر)  (۲۷ ژوئیه ۱۸۲۴ - ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵) نویسنده و نمایشنامه ­نویس و رمان ­نویس فرانسوی فرزند الکساندر دوما (پدر) بود که جای پای پدر گذاشت.

او در شهر پاریس بدنیا آمد. او فرزند نامشروع الکساندر دوما (پدر) بود. در سال ۱۸۳۱ (میلادی) دومای پدر فرزندش را قانون به فرزندی خود قبول کرد. او در۱۸۴۵(میلادی) اولین کتاب خود را با نام "peches de Jeunesse" به معنای "گناهان دوره جوانی منتشر کرد.

۵

آلن رُب‌گریه  (۱۸ اوت ۱۹۲۲، برست، فرانسه - ۱۸ فوریه ۲۰۰۸) از نویسندگان و فیلم‌سازان فرانسوی است.

آلن رب گری یه دوره آموزش متوسطه را ابتدا در برست و سپس در دبیرستاهای بوفون و سن لویی پاریس گذراند. از انستیتو ملی کشاورزی فرانسه مدرک مهندسی گرفت. و از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ در انستیتو ملی آمار پاریس کار کرد. سپس به عنوان کارشناس کشاورزی سه سال را در نقاط گرمسیری مختلفی مانند مراکش، مارتینیک، گوادلوپ و گویان فرانسه گذراند. ولی در سال ۱۹۵۱ به علت بیماری مجبور به بازگشت به فرانسه شد. او در سال ۱۹۴۹ رمان «شاه‌کشی» را به پایان رسانده بود که از سوی انتشارات گالیمار رد شد، کتابی که سرانجام سی سال بعد پس از بازنویسی توسط انتشارات مینویی به چاپ رسید. رب گری یه هنگام بازگشت با کشتی به فرانسه در ۱۹۵۱ نوشتن رمان پاک‌کن‌ها را آغاز کرد و در همان سال با کاترین راستاکیان هنرمند نامدار فرانسوی ازدواج کرد و برای کتاب او، «تصویر»، پیشگفتاری با نام مستعار نوشت.

در سال ۱۹۶۰ در بحبوحه جنگ استقلال الجزایر آلن رب گری یکی از ۱۲۱ روشنفکر فرانسوی بود که بیانیه معروف حمایت از مردم الجزایر را امضا کرد. با این وجود رب گری یه برخلاف ژان پل سارتر به تعهد سیاسی نویسنده باور نداشت و معتقد بود نویسنده مجاز نیست تا آثارش را در خدمت این یا آن جریان سیاسی قرار دهد.

نویسندگی

نخستین رمان رب گری یه با نام «جوانی» در بیست و دو سالگی نوشته شد، اما هرگز منتشر نشد. پاک‌کن‌ها اولین اثر رب گری یه بود که در ۱۹۵۳ توسط انتشارات مینویی چاپ شد. این رمان که مضمونی پلیسی داشت در آن سال برنده جایزه فنئون شد و به شدت مورد توجه رولان بارت منتقد برجسته ادبیات فرانسه قرار گرفت.

آلن رب گری یه در سال ۱۹۵۵ در مقام مدیر ادبی انتشارات مینویی قرار گرفت و رمان چشم چران را به چاپ رساند. این کتاب که به روان‌شناسی یک زنا کار در حال و هوایی سوررئالیستی می‌پرداخت جایزه منتقدان را از آن او کرد. او از آن پس شروع به همکاری با گاهنامه اکسپرس کرد. مقالات آلن رب گری یه در این مجله سال‌ها بعد در کتاب مستقلی با عنوان درباره رمان نو به چاپ رسید.

موفقیت اصلی رب گری‌یه اما در سال ۱۹۵۷ رخ داد. رمان حسادت که گذشته و حال و آینده را در کنار یکدیگر عرضه می‌کرد، نوید ظهور یک نویسنده صاحب سبک را می‌داد. این کتاب برای آلن شهرت و اعتبار فراوانی را به ارمغان آورد.

سبک ادبی

رب گری یه از مهم‌ترین چهره‌های جنبش ادبی و هنری رمان نو یا موج نو بود که در دهه ۱۹۶۰ هیاهوی بسیاری به پا کرد رب گری یه از نظر فکری به فلاسفه المانی به ویژه هایدگرو سبک داستان پردازی کافکا گرایش داشت و دیدگاه او با تفاوت قائل شدن میان واقعیت و رئالیسم، به این معنا که درک رئالیستی واقعیت نمی‌تواند تمامی آنرا بیان کند، بسیار نزدیک به جریان فلسفی پست مدرنیسم می‌شد که در همان زمان در فرانسه پا گرفته بود. رولان بارت از برجسته‌ترین شارحان پست مدرنیسم به ویژه در حوزه هنر و ادبیات همواره به طرز اغراق آمیزی داستان‌های آلن رب گری یه را تحسین می‌کرد.

رب گری یه به شدت از توصیفات رئالیستی مبتنی بر راوی دانای کل، آن چنان که در آثار بالزاک به چشم می‌آید پرهیز می‌کرد و با توصیف عینی جزئیات و خودداری از به کارگیری صفت به گوستاو فلوبر نزدیک می‌شد.

روش او در بهره گیری از تلفیق رویا و واقعیت و در هم ریختن خط طولی زمان، داستان‌های مارسل پروست را به یاد می‌آورد.

سینما

از دیگر علایق مهم رب گری‌یه نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم است. او در فاصله سال‌های ۱۹۶۴- ۱۹۶۱ فیلمنامه «سال گذشته در مارین باد» را نوشت که به وسیله آلن رنه ساخته شد و جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را از آن خود کرد. کارگردانی فیلم «قطار سریع‌السیر اروپا» با شرکت ژان لویس ترن تینان که با استقبال فراوانی روبه رو شد و همچنین دو فیلم «لغزش تدریجی لذت» و «بازی با آتش» از دیگر فعالیت‌های سینمایی آلن رب گری یه به حساب می‌آید.

برگردان آثار به فارسی

  • ۱۳۷۰ - قصه‌نو، انسان طراز نو؛ ترجمهٔ محمدتقی غیاثی، انتشارات امیرکبیر.
  • ۱۳۷۶ - فیلم‌نامه ماندگار؛ ترجمهٔ قاسم رویین، انتشارات نیلوفر.
  • ۱۳۷۹ - پاک‌کن‌ها؛ ترجمهٔ پرویز شهدی؛ انتشارات دشتستان.
  • ۱۳۸۰ - سال گذشته در مارین باد؛ ترجمهٔ پرویز شهدی؛ انتشارات دشتستان.
  • ۱۳۸۰ - جن حفره‌ای قرمز میان سنگفرش‌های از هم جدا شده؛ ترجمهٔ پرویز شهدی؛ انتشارات دشتستان.
  • ۱۳۸۰ - در هزار تو؛ ترجمهٔ مجید اسلامی؛ نشر نی.
  • ۱۳۸۱ - جام شکسته، ترجمهٔ خجسته کیهان، انتشارات نیلوفر.


در بارهٔ رب‌گریه

  • ۱۳۸۱ - آلن روب‌گریه (از سری: نویسندگان قرن بیستم فرانسه)؛ ژانین پاریزیر پلوئل؛ نیکو سرخوش؛ نشر ماهی

۶

دنیس دیدرو (۵ اکتبر ۱۷۱۳ لانگر - ۳۰ ژوئیه ۱۷۸۴ پاریس) نویسنده و فیلسوف فرانسوی عصر روشنگری است.

دنیس دیدرو در ۵ اکتبر ۱۷۱۳ در لانگر فرانسه چشم به جهان گشود. پدرش در زمینه ساخت و فروش آلات برنده فعالیت داشت و در تجارت مردی موفق بود. «دیدرو» تحصیلات اولیه خود را نزد عالمان فرقه یسوعی طی کرد و در همین دوره بود که به مطالعه کتاب علاقه مند شد و در این میان آثار کلاسیکی مانند هورس و هومر نزد او محبوبیتی خاص پیدا کرد. او در سال ۱۷۳۲ با اخذ درجه فوق لیسانس در رشته ادبیات و فلسفه از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل شد و با اینکه پدرش او را به تحصیل در رشته پزشکی و حقوق توصیه می کرد او اکثر وقت خود را صرف مطالعه کتاب و تفریحات شبانه می کرد. با توقف حمایت های مالی پدر، «دیدرو» به ناچار در دفتر کار وکیلی به نام کلمنت دوریس مشغول به کار شد و با گذشت دو سال کار در دفتر وکالت را رها و در یک کتابفروشی کار خود را آغاز کرد. پس از ۱۰سال زندگی به سبک و سیاق خود در سال ۱۷۴۳ با آن توینت چامپیون ازدواج کرد و برای تامین مالی خانواده به ترجمه متون ادبی از زبان انگلیسی به فرانسه روی آورد. پس از چندی زندگی مشترک آنها طعم تلخی به خود گرفت که سرآغاز آن جمله‌ای بود که «آن» بر زبان آورد: «من کتابی را که در تعالی روح آدمی تاثیری نداشته باشد را حاضر نیستم حتی لمس کنم و «دیدرو» در مقابل برای تغییر عقیده او، تنها آثار ادبی سطح پائین را برای او می خواند. در خلال همین کش و قوس بود که «دیدرو» دل به بانوی دیگری به نام مادلین دو پوسو باخت که نویسنده‌ای توانا بود و بهترین اثرش با نام «شخصیت ها» طی رابطه اش با «دیدرو» پدید آمد. در طول تمام این دوران او رابطه‌ای نامشروع با «سوفی والاند» داشت که تا پایان عمر او ادامه پیدا کرد و نامه‌های او به «سوفی» به عنوان مستندترین مدارک زندگی شخصی او به شمار می‌رود که حاوی اطلاعات مهمی درباره طرز تفکر شخصی و همچنین اندیشه‌های آن دوره است. او که از اوایل دهه ۴۰ به عنوان مترجم کار خود را آغاز کرده بود در طول این دوران «دیکشنری پزشکی» رابرت جیمز و آثار متنوع دیگری را به زبان فرانسه برگرداند. در سال ۱۷۴۶ او کتابی فلسفی نگاشت که مجموعه‌ای از کلمات قصار و حکیمانه نیز به شمار می‌آید. تمام نسخه این کتاب به واسطه عقاید ضدمسیحی آن به دست پارلمان پاریس سوزانده شد. او در سال ۱۷۴۹ کتابی با عنوان «نامه یک کور» به طرح پرسشی درباره وجود خدا پرداخت و به همین دلیل برای سه ماه به زندان انداخته شد. در ژوئیه ۱۷۴۹ با پر شدن زندان باستیل او را به زندان دیگر در وینسنس منتقل کردند. «دیدرو» در جایی می‌نویسد: «فاصله بین تعصب و بربریت گامی بیش نیست.» از اوایل سال ۱۷۴۵ تا اواخر ۱۷۷۲ «دیدرو» به عنوان سردبیر و سرپرست گروه تدوین کننده دایره المعارف جامع مشغول به کار بود. او در اوایل از همکاری ریاضیدان همدوره خود ژان لوراند آلمبرت نیز بهره مند بودند که بعدها با اعلام اینکه ریاضیات از زیست‌شناسی و علوم دیگر مهمتر و ریشه دارتر است از گروه کناره گیری کرد. آثار ادبی، عقیدتی و فلسفی «دیدرو» به واسطه اندیشه‌های افراطی اش یا قبل از انتشار ضبط می‌شد یا سوزانده می‌شد و یا مانند تمام آثارش پس از مرگش به چاپ می‌رسید. او در یکی از آثار خود به شدت از سیاست‌های استعماری و برده داری روزگار خویش انتقاد می‌کند و به همین واسطه کتابش تا ۴۰ سال در انتظار انتشار می ماند. این فیلسوف بزرگ در سال ۱۷۶۵ تمام کتابخانه خود را به کاترین دوم از روسیه فروخت تا بتواند جهیزیه دخترش را فراهم کند. در سال ۱۷۷۳ او سفری یکساله به «سنت پترزبورگ» کرد تا خصوصاً از محضر کاترین دوم تشکر کند و طرح اولیه دانشگاه بزرگ روسیه را انجام دهد. «دیدرو» دوستان فیلسوف زیادی داشت که بهترین آنها «ژان ژاک روسو» بود که دوستی این دو در سال ۱۷۵۷ پایان یافت.


«دنیس دیدرو» در ۳۱ ژوئیه ۱۷۸۴ از بیماری نفخ و ورم در پاریس درگذشت. او اندیشمند یکتای قرن خود بود که شهرتش در سایه نبوغ اندیشمندان معاصرش ولتر و روسو تا حدی رنگ و رو باخت.


آثار

  • ژاک قضا و قدری و اربابش

سردبیری اثر ماندگار و تاریخی دایره المعارف جامع به زبان فرانسوی (Lت, Encyclopedia) را نیز برعهده داشت در چنین روزی پا به عرصه هستی گذارد. دایره المعارف جامع یکی از آثار مهم در عصر روشنفکری و گامی مهم در تنویر افکار عمومی به شمار می‌آید.

«دنیس دیدرو» بیش از ۲۶ سال از عمر خود را صرف این اثر عظیم ۲۸ جلدی کرد و در نهایت ۱۷ جلد آن به صورت متن و ۱۱ جلد آن شامل تصاویر منتشر شده که به معرفی دستاوردهای گوناگون بشر در طول تاریخ می‌پردازد. در کنار اطلاعات مختصر و مفیدی که در این مجموعه در زمینه تمام علوم نظری آمده است در بخش دیگر نویسنده به مخالفت با قدرت و صلاحیت رهبری کلیساهای کاتولیک می‌پردازد.

  • ۱۳۸۶ژاک قضا و قدری و اربابش. ترجمهٔ مینو مشیری

۷

آنتوان دو سنت‌اگزوپری  (۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ - ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه بود.

او فرزند سوم ژان دو سنت‌اگزوپری بود و در ۲۹ ژوئن سال ۱۹۰۰ در شهر لیون به دنیا آمد. پدر و مادر او اهل لیون نبودند و در آن شهر نیز سکونت نداشتند، بنابراین تولد آنتوان در لیون کاملاً اتّفاقی بود. چهارده سال بیشتر نداشت که پدرش مرد و مادرش به تنهایی نگهداری و تربیت او را به عهده گرفت. دوران کودکی او با یک برادر و دو خواهر در سن‌موریس و مول که املاک مادربزرگش در آنجا بود سپری شد و او دورهٔ دبستان را در مان به پایان رسانید. در آغاز دورهٔ دبیرستان نزد یکی از استادان موسیقی به آموختن ویلن پرداخت. در ۱۹۱۴ برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت. آنتوان در دوران تحصیل در دبستان و دانشکده، گاهی ذوق و قریحهٔ شاعری و نویسندگی خود را با نگاشتن و سرودن می‌آزمود و اغلب نیز مورد تشویق و تقدیر دبیران و استادانش قرار می‌گرفت. در سال ۱۹۱۷ تنها برادرش فرانسوا به بیماری روماتیسم قلبی درگذشت و بار مسئولیّت خانواده یکباره به گردن او افتاد.

بزرگسالی

اگزوپری قصد داشت به خدمت نیروی دریایی درآید، امّا موفّق نشد به فرهنگستان نیروی دریایی راه یابد. به همین دلیل او در ۲۱ سالگی به عنوان مکانیک در نیروی هوایی فرانسه مشغول به کار شد و در مدّت دو سال خدمت خود، فنّ خلبانی و مکانیک را فراگرفت، چنان که از زمرهٔ هوانوردان خوب و زبردست ارتش فرانسه به شمار می‌رفت. در سال ۱۹۲۳ بعد از اتمام خدمت سربازی قصد داشت به زندگی معمولی خود بازگردد و حتی مدتی نیز به کارهای گوناگون پرداخت، ولی بالاخره با راهنمایی و اصرار یکی از فرماندهان نیروی هوایی که سخت به او علاقمند بود، به خدمت دائمی ارتش در آمد. بعد با پروازهای بسیارش به سرزمینهای گوناگون و به میان ملّت‌های مختلف با زیبایی‌های طبیعت و چشم اندازهای متنوّع جهان و با جامعه‌های گوناگون آشنا شد و طبع حسّاس و نکته سنجش بیش از پیش الهام گرفت و از هر خرمنی خوشه‌ای یافت. سالها در راه‌های هوایی فرانسه-آفریقا و فرانسه-آمریکای جنوبی پرواز کرد. در ۱۹۲۳ پس از پایان خدمت نظام به پاریس بازگشت و به مشاغل گوناگون پرداخت و در همین زمان بود که نویسندگی را آغاز کرد.

سنت اگزوپری جوان به دختر زیبایی دل بسته بود که خانواده دختر به سبب زندگی نامنظم و پرحادثه هوایی با ازدواج آن دو مخالفت کردند. نشانه‌ای از این عشق را در اولین اثرش به نام "پیک جنوب" Courrier Sud (1929) می‌توان دید. در سال ۱۹۲۵ داستان کوتاهی از او به نام «مانون» در یکی از گاهنامه‌های پاریس چاپ شد امّا کسی او را در زمرهٔ نویسندگان به‌شمار نیاورد، و خود او نیز هنوز به راستی گمان نویسندگی به خود نمی‌برد. در همین اوان بود که برای یک مأموریت سیاسی به میان قبایل صحرانشین مور در جنوب مراکش رفت و چون به خوبی از عهده اجرای این مأموریّت برآمد مورد تشویق فرماندهان و زمامداران وقت قرار گرفت. «پیک جنوب» اثر دیگر اگزوپری یادگار زمانی است که نویسندهٔ هوانورد در میان قبایل صحرانشین مراکش به سر می‌برد. هنگام بازگشت به فرانسه نخستین ره آوردی که با خود آورد، دستنویس کتاب پیک جنوب بود. او این نوشته را به وسیلهٔ پسر عمویش به چند تن از ادیبان و نویسندگان فرانسه نشان داد، و آنان بیش از حدّ انتظار تشویقش کردند. در همین اوان یکی از ناشران سرشناس پاریس قراردادی برای انتشار پیک جنوب و چند نوشته دیگر با او بست و آنگاه اگزوپری به ارزش کار خود پی برد.

در سال ۱۹۲۷ برای انجام مأموریت دیگری به آمریکای جنوبی رفت و در آنجا وقت بیشتری برای پیگیری افکار خویش یافت. دو کتاب جالب او به نام «زمین انسان‌ها» و «پرواز شبانه» یادگار آن زمان است.، شهرت نویسنده با انتشار داستان "پرواز شبانه" Vol de Nuit آغاز شد که با مقدمه‌ای از آندره ژید در ۱۹۳۱ انتشار یافت و موفقیت قابل ملاحظه‌ای به دست آورد. حوادث داستان در آمریکای جنوبی می‌گذرد و نمودار خطرهایی است که خلبان در طی توفانی سهمگین با آن روبرو می‌گردد و همه کوشش خود را در راه انجام وظیفه به کار می‌برد. پرواز شبانه داستانی است در ستایش انسان و صداقت او در به پایان رساندن مسئولیت اجتماعی و آگاهی دادن از احساس و ندای درون آدمی. این داستان برنده جایزه فمینا گشت. سنت‌اگزوپری در طی یکی از پروازهایش که با سمت خبرنگار جنگی به اسپانیا رفته بود، مجروح گشت و ماه‌ها در نیویورک دوران نقاهت را گذراند. در این دوره "زمین انسان‌ها" Terre des Hommes را نوشت که در ۱۹۳۸ منتشر شد. نویسنده در این اثر نشان می‌دهد که چگونه انسانی که در فضای بی‌پایان خود را تنها می‌یابد، هر کوه، هر دره و هر خانه را مصاحبی می‌انگارد که درواقع نیز نمی‌داند دوست است یا دشمن. سنت اگزوپری در این داستان تجربه غم‌انگیز زندگی را با تحلیلی درونی آمیخته است که از طراوت ولطف فراوان سرشار است. زمین انسان‌ها به دریافت جایزه بزرگ آکادمی فرانسه نایل آمد.

در سال ۱۹۳۰ بار دیگر به فرانسه بازگشت و در شهر آگه که مادر و خواهرش هنوز در آنجا اقامت داشتند، عروسی کرد. در سال ۱۹۴۱ اثر زیبای او به نام پرواز شبانه که مورد تقدیر و تحسین آندره ژید نویسندهٔ بزرگ فرانسوی واقع شده بود، منتشر گردید و چندی نگذشت که به چند زبان اروپایی ترجمه شد و مقام ادبی و شخصیّت هنری اگزوپری را به اثبات رسانید. در سال ۱۹۳۵ با هواپیمای خود در کشورهای مدیترانه‌ای سفر کرد و بیش از پیش با زیبایی‌های محیط آشنا شد. سپس در کشورهای آلمان نازی و اتّحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا به گردش پرداخت و از هریک از آن کشورها و از این سفرهای تفریحی و سیاسی نوشته‌ای اندوخت و ارمغانی آورد که در روزنامه‌ها و مجلّه‌های پاریس به چاپ می‌رسید. در سال ۱۹۳۷ از آمریکا بازگشت ولی چون براثر سانحه هوایی که در گواتمالا برای هواپیمای او پیش آمد، سخت آسیب دیده بود، مدّتی بستری شد.

در سال ۱۹۳۹ اثر معروف اگزوپری به نام زمین انسان‌ها برای نخستین بار منتشر شد و چندان مورد توجّه واقع شد که از طرف فرهنگستان فرانسه به دریافت جایزه نایل شد. اگزوپری در همان سال بار دیگر به آلمان رفت و به رهبری اوتو آبتز مرد سیاسی آلمان هیتلری و مدیر انجمن روابط فرهنگی و فرانسه از مدارس برلن و از دانشگاه دیدن کرد. به هنگام بازدید از دانشگاه، از استادان پرسید که آیا دانشجویان می‌توانند هرنوع کتابی را مطالعه کنند و استادان جواب دادند که دانشجویان برای مطالعه هرنوع کتابی که بخواهند آزادند ولی در شیوهٔ برداشت و نتیجه گیری اختیار ندارند، زیرا جوانان آلمان نازی به جز شعار «آلمان برتر از همه» نباید نظر و عقیده‌ای داشته باشند. اگزوپری در همان چند ساعتی که در دانشگاه و دبیرستانها به بازدید گذرانید، از فریاد مدام «زنده باد هیتلر» و از صدای برخورد چکمه‌ها و مهمیزها ناراحت بود، در هنگام بازگشت به اوتو آبتز گفت: من از این تیپ آدمها که شما میسازید خوشم نیامد. در این جوانها اصلاً روح نیست و همه به عروسک کوکی میماند. اوتو آبتز بسیار کوشید تا با تشریح آرا و نظرات حزب نازی نظر نویسندهٔ جوان را با خود همداستان کند ولی موفّق نشد.

آمریکا

پس از تسلیم کشور فرانسه به آلمان، اگزوپری به آمریکا تبعید شد و کتابهای زیبایی چون «قلعه»، «شازده کوچولو» و «خلبان جنگی» را در سالهای تبعید نوشت. سنت‌اگزوپری که به هنگام جنگ خلبان جنگی شده بود، پس از سقوط فرانسه، به آمریکا گریخت و در ۱۹۴۲ حوادث زندگی خود را به صورت داستان "خلبان جنگ" Pilore de guerre منتشر کرد که گزارشی بود از ناامیدی‌ها و واکنشهای روحی خلبانی در برابر خطرهای مرگ و اندیشه‌ها و القای شهامت و پایداری. اثر کوچکی که در آمریکا نوشته شده بود به نام "نامه به یک گروگان" Letter a un otage در ۱۹۴۳ منتشر شد. حوادث این داستان در ۱۹۴۰ به هنگامی می‌گذرد که نویسنده از لیسبون، پایتخت پرتغال، پرواز می‌کند و آخرین نگاهش را به اروپای تاریک که درچنگال بمب و دیوانگی اسیر است، می‌افکند. به چشم او حتی کشورهایی چون پرتغال که ظاهراً از جنگ برکنار است، غمزده‌تر از کشورهای مورد تهدید یا ویران شده به نظر می‌آید و با آنکه مردمش آسایشی دارند، همه چیز در شبحی غم‌انگیز فرورفته است.

 شازده کوچولو

در ۱۹۴۳ شاهکار سنت‌اگزوپری به نام "شازده کوچولو" Le Petit Prince انتشار یافت که حوادث شگفت‌آنگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. شازده کوچولو یکی از مهم‌ترین آثار اگزوپری به شمار می‌رود که در قرن اخیر سوّمین کتاب پرخواننده جهان است. این اثر از حادثه‌ای واقعی مایه گرفته که در دل شنهای صحرای موریتانی برای سنت اگزوپری روی داده است. خرابی دستگاه هواپیما خلبان را به فرود اجباری در دل آفریقا وامی‌دارد و از میان هزاران ساکن منطقه؛ پسربچه‌ای با رفتار عجیب و غیرعادی خود جلب توجه می‌کند. پسربچه‌ای که اصلاً به مردم اطراف خود شباهت ندارد و پرسشهایی را مطرح می‌کند که خود موضوع داستان قرار می‌گیرد. شازده کوچولو از کتابهای کم‌نظیر برای کودکان و شاهکاری جاویدان است که در آن تصویرهای ذهنی با عمق فلسفی آمیخته است. او این کتاب را در سال ۱۹۴۰ در نیویورک نوشته است. او در این اثر خیال انگیز و زیبایش که فلسفه دوست داشتن و عواطف انسانی در خلال سطرهای آن به ساده‌ترین و در عین حال ژرفترین شکل تجزیه و تحلیل شده و نویسنده در سرتاسر کتاب کسانی را که با غوطه ور شدن و دلبستن به مادّیات و پایبند بودن به تعصّبها و خودخواهیها و اندیشه‌های خرافی بیجا از راستی و پاکی و خوی انسانی به دور افتاده اند، زیر نام آدم بزرگها به باد مسخره گرفته است.

به هنگام گشایش جبههٔ دوم و پیاده شدن قوای متّفقین در سواحل فرانسه، بار دیگر با درجه سرهنگی نیروی هوایی به فرانسه بازگشت. در۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۴ برای پروازی اکتشافی برفراز فرانسه اشغال شده از جزیره کرس در دریای مدیترانه به پرواز درآمد، و پس از آن دیگر هیچگاه دیده نشد. دلیل سقوط هواپیمایش هیچگاه مشخص نشد اما در اواخر قرن بیستم و پس از پیدا شدن لاشهٔ هواپیمایش اینطور به نظر می‌رسد که برخلاف ادعاهای پیشین، او هدف آلمانها واقع نشده است زیرا بر روی هواپیما اثری از تیر دیده نمی‌شود و احتمال زیاد می‌رود که سقوط هواپیما به دلیل نقص فنی بوده است. . چهار سال پس از مرگش "ارگ" Citadelle از او انتشار یافت و چنانکه خود نویسنده در آن اظهار کرده بود، اثری ناتمام است که هرگز پایان نمی‌پذیرد. این اثر شامل مجموعه یادداشتهایی است که سنت اگزوپری از تجربه‌ها و اندیشه‌های زندگی خود بر جای گذارده است.

سنت اگزوپری، نویسنده‌ای شاعر و مخترعی با استعداد و مردی متفکر است. در آثار او که همه حاکی از تجربه‌های شخصی است، تخیلهای نویسنده‌ای انساندوست دیده می‌شود که در دنیای وجدان و اخلاق به سر می‌برد و فلسفه‌اش را از عالم عینی و واقعی بیرون می‌کشد. شخصیت پرجاذبه سنت اگزوپری که نمونه واقعی بلندی طبع و شهامت اخلاقی بود، پس از مرگش ارزش افسانه‌ای یافت و آثارش در شمار پرخواننده‌ترین آثار قرار گرفت.


آثار

  • هوانورد(۱۹۲۶)
  • پیک جنوب( ۱۹۲۹)
  • پرواز شبانه(۱۹۳۱)
  • زمین انسانها(۱۹۳۹)
  • خلبان جنگ(۱۹۴۲)
  • نامه به یک گروگان (۱۹۴۳)
  • شازده کوچولو (۱۹۴۳)
  • قلعه(۱۹۴۸)(پس از مرگ وی منتشر شد)
  • نامه‌های جوانی(۱۹۵۳)(پس از مرگ وی منتشر شد)
  • دفترچه ها(۱۹۵۳)(پس از مرگ وی منتشر شد)
  • نامه‌ها به مادر(۱۹۵۵)(پس از مرگ وی منتشر شد)
  • نوشته‌های جنگ(۱۹۸۲) (پس از مرگ وی منتشر شد)
  • مانون رقاص(۲۰۰۷) (پس از مرگ وی منتشر شد)

داستان "شازده کوچولو" نوشته اگزوپری توسط چند تن از مترجمان توانای فارسی از جمله محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و احمد شاملو به فارسی برگردانده شده و بارها تجدید چاپ شده است.

۸

مارگریت دنادیو با نام هُنری مارگریت دوراس (۱۹۱۴ -۱۹۹۶) نویسنده و فیلمساز فرانسوی است. برخی از منتقدان ادبی لقب «بانوی داستان‌نویسی مدرن» را به او داده‌اند.

 زندگی

دوراس در ۴ آوریل  در خانواده‌ای فرانسوی در ویتنام جنوبی زاده شد و پس از دبیرستان برای ادامه تحصیل در رشته علوم سیاسی به دانشگاه سوربن در فرانسه رفت اما به نویسندگی روی آورد. مدتی نیز به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد و بعد از آن جدا شد.

دوراس در ۳ مارس سال ۱۹۹۶ در سن ۸۲ سالگی در شهر دیژون (Dijon) در فرانسه درگذشت.

دوراس جایزه ادبی گنکور را در سال ۱۹۸۴ به دلیل نوشتن رمان عاشق دریافت کرد.

رمان «عاشق» او بسیار پرفروش شد و به ده‌ها زبان زندهٔ دنیا ترجمه شد. مدراتو کانتابیله و فیلمنامهٔ هیروشیما، عشق من (فیلم برگزیده جشنواره فیلم کن) نیز از اوست.

برخی از کتاب‌های دوراس عبارتند از:

  • امیلی ال
  • مدراتو کانتابیله ترجمه رضا سیدحسینی انتشارات نیلوفر
  • هیروشیما عشق من (فیلم‌نامه)
  • شیدایی لل. و. اشتاین ترجمه پرویز شهدی انتشارات ققنوس و ترجمه قاسم روبین انتشارات نیلوفر. این رمان در لیست 1001 کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • آگاتا
  • عاشق ترجمه قاسم روبین انتشارات نیلوفر. این رمان در لیست 1001 کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین ( 1000 رمان که هر شخص باید بخواند) قرار دارد.
  • جنگ
  • لا موزیکا
  • عشق
  • نایب کنسول ترجمه قاسم روبین انتشارات نیلوفر. این رمان در لیست 1001 کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • درد
  • نوشتن، همین و تمام(شامل دو کتاب نوشتن و همین و تمام)

۹

اریک امانوئل اشمیت (زاده ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در لیون) نویسنده، نمایش‌نامه‌نوی و فیلسوف فرانسوی است.

نمایش‌نامه‌ها

  • ملاقات کننده The Visitor (Le Visiteur, 1993)
  • خرده جنایت‌های زناشویی Partners in crime (Petits crimes conjugaux, 2004)
  • نوای اسرارآمیز
  • عشق لرزه
  • مهمان‌سرای دو دنیا Between Worlds (Hôtel des deux mondes, 1999)
  • یک روز قشنگ بارانی
  • مهمان ناخوانده

داستان‌ها و رمان‌ها

  • گل‌های معرفت (مجموعهٔ سه داستان کوتاه است: «میلارپا»،«ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»،«اسکار و بانوی گلی پوش»)
  • انجیل‌های من
  • زمانی که یک اثر هنری بودم (انتشارات افراز)
  • اولیس از بغداد (انتشارات افراز)
  • سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود (انتشارات افراز)
  • پرنس پابرهنه و داستان‌های دیگر (انتشارات افراز)
  • کشتی گیریر که چاق نمی شد (نشر باغ )

رولان بارت (۱۹۱۵ - ۱۹۸۰) نویسنده، فیلسوف و نشانه‌شناس معروف فرانسوی است.

بارت در دوره تسلط جنبش ساختارگرایی بر نظام فرهنگی فرانسه زندگی می‌کرد و مؤلفه‌های مهم کار او ساختارگرایی (Structuralism)، پساساختارگرایی، ساختارشکنی دریدایی، و همچنین تحلیل نشانه‌شناسانهٔ متأثر از سوسور هستند.

آثار

کتابهای ترجمه‌شده به فارسی
  • رولان بارت نوشتهٔ رولان، ترجمهٔ پیام یزدانجو
  • پروست و من، ترجمهٔ احمد اخوت
  • لذت متن، ترجمهٔ پیام یزدانجو
  • اتاق روشن، اندیشه‌هایی درباره عکاسی، ترجمهٔ نیلوفر معترف

۱۰

اْنوره دو بالزاک (زاده: ۱۷۹۹ درگذشته: ۱۸۵۰) نویسنده نامدار فرانسوی است که او را پیشوای مکتب رئالیسم اجتماعی در ادبیات می‌دانند.

«کمدی انسانی» نامی است که بالزاک برای مجموعه آثار خود که حدود ۹۰ رمان و داستان کوتاه را در بر می‌گیرد برگزیده‌است. توصیفات دقیق و گیرا از فضای حوادث و تحلیل نازک بینانه روحیات شخصیت‌های داستان، بالزاک را به یکی از شناخته شده‌ترین و تأثیر گذارترین رمان نویسان در طول دو قرن اخیر تبدیل کرده‌است.

آثار بالزاک آیینه‌ای از جامعه فرانسه روزگار اوست. او افراد هر طبقه اجتماعی، از اشراف فرهیخته گرفته تا دهقانان عامی را در کمدی انسانی خود جای می‌دهد و جنبه‌های گوناگون شخصیتی آنان را در معرض نمایش می‌گذارد. بهره گیری او از شگرد ایجاد پیوند میان شخصیت‌ها و تکرار حضور آنها در داستان‌های مختلف موجب می‌شود تا در گسترش روان شناسی شخصیت‌های منفرد توفیق یابد.

بالزاک در خانواده‌ای میانه حال در شهر تور، فرانسه به دنیا آمد. در هشت سالگی به مدرسه‌ای شبانه روزی فرستاده شد، اما در ۱۸۱۳ مدرسه را ترک کرد و سال بعد همراه با خانواده راهی پاریس شد. در ۱۸۱۹ در رشته حقوق مدرک گرفت، اما به رغم خواست خانواده بر آن شد تا به ادبیات بپردازد.

در ابتدای راه تحت تاثیر والتر اسکات شروع به نوشتن رمانهای تاریخی کرد. رمانهایی که خود بعدها از آنها به عنوان « مزخرفات ادبی » یاد کرد. در این دوران سخت با زنی به نام لور دو برنی آشنا شد. این زن که بیش از بیست سال از او بزرگتر بود، در زندگی بالزاک نقش مادر و نیز معشوقه را ایفا کرد. وی از بالزاک حمایتهای مادی و معنوی فراوان کرد و محبتی که بالزاک در دوارن کودکی از آن محروم بود برای وی به همراه آورد

رئالیسم عریان و بدبینی بالزاک به سرشت انسانی که در آثارش هویداست، او را زمینه ساز ایجاد جنبش ناتورالیسم در ادبیات فرانسه کرده‌است، تأثیر او بر بسیاری از نویسندگان ناتورالیست از جمله امیل زولا کاملاً آشکار است.

 آثار

بالزاک یکی از پرکارترین نویسندگان دنیاست. وی در طول عمر نسبتا کوتاهش بیش از صد مقاله، رمان و نمایشنامه به رشته تحریر درآورد. تعدادی از داستان‌های بالزاک به فارسی ترجمه شده‌اند، از جمله:

  • شوان‌ها (۱۸۲۹) ترجمه شهرام زرندار انتشارات فكر روز، مصطفي مفيدي
  • گوبسک رباخوار(۱۸۳۰) ترجمه: محمد جعفر پوینده انتشارات فردا
  • چرم ساغری(۱۸۳۱) ترجمه: م. ا. به‌آذین انتشارات ناهید
  • شاهکار گمنام (۱۸۳۱) ترجمه عبدالله توکل در كتاب سرهنگ شابر(مجموعه داستان)انتشارات قطره
  • سرهنگ شابر (۱۸۳۲)ترجمه عبدالله توکل در كتاب سرهنگ شابر(مجموعه داستان)
  • اوژنی گرانده (۱۸۳۳) ترجمه عبدالله توکل انتشارات ناهيد
  • عشق كيمياگر(در جستجوي مطلق) (۱۸۳۴) ترجمه محمدمهدي پوركريم انتشارات تيسفون
  • مادام دولاشانتری (۱۸۳۴) ترجمه هژبر سنجرخانی انتشارات نگاه
  • دختر چشم طلایی (۱۸۳۵) ترجمه عنایت الله شکیباپور انتشارات غزالی
  • باباگوریو(۱۸۳۵) ترجمه: ادوارد ژوزف انتشارات علمی و فرهنگی و ققنوس
  • زنبق دره (۱۸۳۶) ترجمه: م. ا. به‌آذین انتشارات فردوس
  • سزار بیروتو (۱۸۳۷) ترجمه اردشیر نیک پور بنگاه ترجمه و نشر کتاب سال ۱۳۴۳
  • خاطرات یک کشیش دهکده (۱۸۳۹) ترجمه هوشیار رزم آزما انتشارات جامی
  • اورسولا میرو (۱۸۴۱) ترجمه روشن آغاخانی تحت عنوان اورسولا انتشارات اکباتان
  • گوسفند سیاه (۱۸۴۲) ترجمه سیروس نویدان تحت عنوان دلشکسته انتشارات کوشش
  • زن سی ساله(۱۸۴۲) ترجمه : ادوارد ژوزف انتشارات جامی
  • آرزوهای بر باد رفته (۱۸۳۷-۱۸۴۳) ترجمه سعید نفیسی انتشارات امیرکبیر، محمدجعفر پوینده نشر نی، سیروس نویدان انتشارات درنا
  • دخترعموبت(۱۸۴۶) ترجمه: م. ا. به‌آذین انتشارات آسیا
  • پسر عمو پونس (۱۸۴۷) ترجمه سیروس نویدان انتشارات کوشش
  • فراز و نشیب زندگی بدکاران (۱۸۴۷) ترجمه پرویز شهدی انتشارات ققنوس
  • پیر دختر ترجمه محمدجعفر پوینده نشر چشمه

 |+| نوشته شده در  Sat 19 Mar 2011ساعت 0 AM  توسط رضوان رهنمافر  | 
۱

پل والری  (زاده ۳۰ اکتبر ۱۸۷۱ - درگذشته ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۵)، شاعر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی بود.

کتاب‌شناسی

  • فاوست من
  • بحران ذهن
  • سمیرامیس
  • شب‌نشینی با آقای تِست

۲

آندره مالرو ‏ (۱۹۰۱-۱۹۷۶) نویسنده، منتقد هنری و سیاست‌مدار فرانسوی بود.

زندگی

مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در پاریس بدنیا آمد. پدر و مادرش وقتی او خردسال بود جدا شدند و بعد طلاق گرفتند. مالرو نزد مادرش بزرگ شد و به مدرسه السنه شرقی رفت ولی تحصیل را به‌پایان نرساند. در ۲۱ سالگی با همسرش به کامبوج رفت. در مدت اقامتش در هندوچین از سیاست استعماری فرانسه در آن ناحیه آزرده بود و به تأسیس روزنامه‌ای بنام «هندوچین در زنجیر» کمک کرد.

پس از بازگشت به فرانسه چند رمان نوشت و برای رمان وضعیت بشری که در مورد قیام کمونیستی شانگهای بود جایزه گنکور را دریافت کرد.

در ۱۹۳۰ به گروه باستان‌شناسانی پیوست که در ایران و افغانستان کار می‌کردند.

با شروع جنگ داخلی اسپانیا به نیروهای جمهوری‌خواه پیوست و خلبان شد. دوبار در نبرد برای دفاع از مادرید در برابر حمله فالانژیست‌ها زخمی شد.

در جنگ جهانی دوم راننده تانک بود و دستگیر شد، ولی توانست فرار کند و به نیروهای مقاومت فرانسه بپیوندد. در ۱۹۴۴ گشتاپو او را دستگیر کرد، ولی زنده ماند و به کمک نیروهای مقاومت آزاد شد. پس از جنگ از دولت فرانسه مدال مقاومت و صلیب جنگ و از دولت بریتانیا نشان خدمت برجسته را دریافت کرد.

شارل دوگل او را به سمت وزیر اطلاع‌رسانی منصوب کرد. در این دوره آثاری در مورد هنر و فرهنگ منتشر کرد. سپس دوگل او را اولین وزیر فرهنگ فرانسه کرد. در این سمت او به تأسیس خانه فرهنگ در سراسر فرانسه پرداخت.

در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ درگذشت.

 آثار

  • وسوسه غرب
  • فاتحان
  • جاده شاهی
  • وضعیت بشری
  • ضد خاطرات
  • امید
  • گردو بن‌های آلتنبورگ

۳

آلفونس دولامارتین  (متولد ۲۱ اکتبر ۱۷۹۰, ماسون؛ درگذشت ۲۸ فوریه ۱۸۶۹, پاریس)، شاعر، نویسنده و سیاست‌مدار فرانسوی

لامارتین در یک خانواده نجیب‌زاده چشم به جهان گشود. او در جوانی‌اش سفرهایی را انجام داد و در سال ۱۸۲۰ با یک بانوی انگلیسی به نام ماریا-الیزا بیرچ  ازدواج کرد.

از سال ۱۸۳۹ همراه با تحولات اروپا به سیاست علاقمند شد. در انقلاب ۱۸۴۸ فرانسه به عنوان یکی از رهبران چپ‌گرا فعالیت می‌کرد اما پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری مقابل ناپلئون سوم، از سیاست کناره‌گیری کرد و از آن پس تنها به فعالیت‌های ادبی مشغول شد.

وی در ۲۷ فوریه ۱۸۶۹ در سن هفتاد و هشت سالگی درگذشت.

آثار

لامارتین بیشتر بابت شعر اتوبیوگرافی‌اش دریاچه  مشهور است.

  • تاریخ ژیروندون‌ها
  • مرگ سقراط
  • حکومت عقلی
  • سقوط یک فرشته
  • زندگی اسکندر کبیر
  • زندگی میکل آنژ
  • مردان بزرگ خاور
  • تاریخ روسیه
  • رازهای جدید

۴

 

استفان مالارمه (نام کوچک واقعی او اتین بود) (زاده ۱۸ مارس ۱۸۴۲ - درگذشته ۹ سپتامبر ۱۸۹۸) شاعر فرانسوی بود.

  • بعد از ظهر یک فون
  • صفحات
  • یک چرخش تاس

۵

گوستاو فلوبر (۱۲ دسامبر ۱۸۲۱-۸ مه ۱۸۸۰) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن نوزدهم فرانسه است.

نوع نگارش واقع‌گرایانهٔ فلوبر، ادبیات بسیار غنی و تحلیل‌های روان‌شناختی عمیق او از جمله خصوصیات آثار وی می‌باشد که الهام‌بخش نویسندگانی چون موپسان، امیل زولا و آلفونس دوده بوده است. او خود تأثیرگرفته از سبک و موضوعات بالزاک، نویسندهٔ دیگر قرن نوزدهم می‌باشد؛ به طوری که دو رمان بسیار مشهور وی، مادام بواری و تربیت احساسات، به ترتیب از زن سی ساله و زنبق درهٔ بالزاک الهام می‌گیرند.

آثار فلوبر به دلیل ریزبینی و دقت فراوان در انتخاب کلمات، آرایه‌های ادبی، و به طور کلی زیبایی‌شناسی ادبی، در ادبیات زبان فرانسوی کاملاً منحصر به فرد می‌باشد. کمال‌گرایی وی به اندازه‌ای بود که هفته‌ها به نوشتن یک صفحه وقت سپری می‌نمود، و به همین دلیل، در طول سالیان نویسندگی خود تعداد کمی اثر از خود بر جای گذاشت. او پس از نوشتن، آثار را با صدای بسیار بلند در اتاق کار خود، که آن را فریادگاه  می‌نامید، می‌خواند تا وزن، آهنگ و تأثیر واژگان و جملات را بسنجد.

او بسیاری از شهرت خود را مدیون نوشتن رمان مادام بوآری در سال ۱۸۵۷ است. فلوبر فرزند یک جراح تجربی بود، کسی که در رمان مادام بوآری نقشی کلیدی دارد.

  1. سفری به دوزخ (۱۸۳۵)
  2. رویایی از دوزخ (۱۸۳۷)
  3. خاطرات یک دیوانه (۱۸۳۸)
  4. اسمار (۱۸۳۹)
  5. نوامبر (۱۸۴۲)
  6. مادام بوآری (۱۸۵۷)ترجمه محمد قاضی و رضا عقیلی انتشارات مجید، محمدمهدی فولادوند انتشارات جامی، مهدی سحابی نشر مرکز
  7. سالامبو (۱۸۶۲) ترجمه احمد سمیعی انتشارات خوارزمی
  8. تربیت احساسات (۱۸۶۹) ترجمه مهدی سحابی نشر مرکز
  9. نامه‌هایی به شهرداری روآن (۱۸۷۲)
  10. داوطلب (وودویل) (۱۸۷۴)
  11. وسوسهٔ سنت آنتوآن (۱۸۷۴)ترجمه کتایون شهپرراد و آذین حسین‌زاده انتشارات قطره
  12. سه قصه (۱۸۷۷)ترجمه جلال‌الدین کزازی نشر مرکز
  13. بووار و پکوشه (۱۸۸۱) (نا تمام) ترجمه افتخار نبوی‌نژاد انتشارات کاروان

درباره فلوبر

پی‌یر بوردیو جامعه‌شناس معاصر فرانسوی در کتاب میدان تولیدات ادبی، قسمت‌هایی را به بحث دربارهٔ رمان تربیت احساسات فلوبر اختصاص داده است. بوردیو در بررسی خود با ترسیم میدان ادبیات فرانسه در فاصله سال‌های ۱۸۳۰-۱۸۵۰ فلوبر را در مرکز این میدان قرار داده است. از نظر او فلوبر در این دوره حائز موقعیت «ادبیات ناب» یا «هنر برای هنر» بوده است . بوردیو با بررسی رمان تربیت احساسات فلوبر نشان می‌دهد که نوعی رابطه هم‌سانی میان جایگاه‌های عینی فلوبر در میدان‌های قدرت و ادبیات، منش او و اثرش وجود دارد. از دید او «فردریک» قهرمان این رمان موقعیت و حالاتی همانند خود فلوبر را نمایش می‌دهد.

 کتاب‌شناسی در زبان فارسی

  • دو فصل از کتاب میدان تولیدات ادبی بوردیو که به بحث در مورد فلوبر و رمان تربیت احساسات او می‌پردازد توسط یوسف اباذری و تحت عنوان جامعه‌شناسی و ادبیات در فصلنامه ارغنون شماره ۹ و ۱۰ ترجمه و منتشر شده است.

۶

ژول ورن  (۱۹۰۵-۱۸۲۸) نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت.

او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین فیلم از آثار او ساخته شده‌است.

ژول ورن در هشتم فوریه ۱۸۲۸ میلادی در یک خانواده مرفه در منطقه فدو از شهرنانت فرانسه به دنیا آمد. به خواست پدرش تحصیلاتش را در رشته حقوق به پایان برد اما ذوق نمایشنامه‌نویسی و رمان‌نویسی او را بر آن داشت که کم‌کم به سوی ادبیات کشیده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود، ولی بعد پیشرفت سریعی کرد. «پنج هفته در بالون» او بسیار موفق بود و هواخواهان بسیاری یافت. ناشر آثار او، پیر-ژول هتزل برای او دوست و مشاور و همراه بسیار خوبی بود.

از این گذشته، ژول ورن با دقت و نکته بینی به معرفی کشورها می‌پرداخت برای نمونه در بخشی از کتاب فاتح آسمان‌ها به شناساندن ایران نیز می‌پردازد. از کویر لوت و خطه شمال و دریای مازندران سخن به میان می‌آورد و در توصیف آن مکانها از خود مهارت به سزایی نشان می‌دهد.

در آغاز آثار ژول ورن تنها در میان کودکان طرفداران و علاقمندانی داشت تا آن که منتقد و نویسنده‌ای به نام مارسل موره (۱۹۶۹-۱۸۸۷) چندین کتاب و رساله درباره ژول ورن نوشت و او را چنان که بود به دنیا معرفی کرد. مارسل موره در دو کتاب: «ژول ورن بسیار شگفت انگیز» (۱۹۶۰) و «اکتشافات ژول ورن» (۱۹۶۳) ژول ورن را به دنیا شناساند و از آن به بعد دوستداران ادب با نظر جدی تری به ژول ورن می‌نگرند.

ژول ورن که هفتاد و هفت سال(۱۹۵۰- ۱۸۲۹) درین کره خاکی زیست، نزدیک به هشتاد و داستان داراز و کوتاه و رساله نوشتهٔ پژوهشی و نوشتار نوشته‌است. مانند تاریخ مصر و فرانسه و مستعمره‌هایش ۱۸۶۸) تاریخ رهنوردیهای بزرگ و رهنوردیهای بزرگ (۱۸۷۸) کریستف کلمب (۱۸۸۳) و افزون بر آن پانزده نمایشنامه نوشته که در آن دوره بروی صحنه رفته‌است . با این باز یاد این نکته بایسته است که نام اوری او با سه درازداستان نام آورش پنج هفته در بالن و رهنوردی به میان زمین و از ماه به زمین آغاز شد. با این باز دلکش اینکه در دورانی که نویسندگان خوش قریحه وچیره دستی چون بالزاک، دیکنز، الکساندر دوما و تولستوی و داستایوفسکی، تورگنیف، فلوبر، استاندال و جورج الیوت و امیل زولا و ده‌ها نویسنده نامدار دیگر بودند، ژول ورن نه تنها نویسنده و گردآور ورزیده جای خود را باز کرد، بلکه با پیش بینی‌های ارزنده و روشن بینانهٔ خود، چراغ راهنمای نوآوران و دانشمندان در نیم و هتا یک سده پس از آن گردید که شایع است کشتی هسته‌ای ناتیلوس از روی نوشتهٔ نامدار او هشتاد فرسنگ زیر دریا ساخته شد و به همین روی نام آن کشتی افسانه‌ای بر این کشتی راستین نهاده شد.بَشولش (اجرا) آن دنباله می‌یافت. (۱۸۷۴) ژول ورن در سال ۱۸۷۱ پدر و در سال ۱۸۸۷ مادر خود را از دست داد. در سال ۱۸۹۷ برادرش پل رخت به سرزمین دیگر کشید و خود وی در سال ۱۹۰۲ دچار آب مروارید گردید اگر چه که در سالهای نام آوری و سرافرازی چنین یاد کرده‌است : «من هیچ گلایه‌ای از زیستن ندارم کم و بیش هرآنچه را میخواسته‌ام، بدست آورده‌ام.» در سال ۱۸۸۷ - ۱۸۸۶ پس از یک درام خانوادگی که به تیراندازی برادزاده اش به سوی او انجامید و با دو گلوله زخمی اش ساخت وهیچکس هم شُوَندش(علت) را ندانست، ژول ورن به دنباله کار خود در شورای شهر آمین که از چندی پیش به آن سرگرم بود، پرداخت این جور به نگر می‌رسد که شخصیت اداری و نویسندگی وی ناهمسازی ندارند و بخوبی یکدیگر را می‌پذیرند. در یال ۱۸۹۲ به خواهرانش می‌نویسد: پاریس دیگر مرا نخواهد دید. زیست نامه نویسهای ژول ورن او را در سالهای۱۹۰۵   - ۱۸۸۴ خاموش افسرده و سرخورده توصیف و این برداشت را از یکی از نامه‌هایی که برای خواهرش فرستاده بدست آورده‌اند: «هر جور خوشی و شادی برایم برنتافتنی شده و شخصیت و منش من به کل تغییر کرده و کوفت‌هایی بر من راه یافته که هرگز از آن رهایی نخواهم یافت.» هرچند که با پشتیبان جویی به نوشته‌های دیگر وارونهٔ این دیدمان رفتاری نیز اورده شده‌است.زیرا او تا واپسین دمی که توانا به گرفتن کِلک بود از تکاپو دست بر نداشت . حتی یک بار در نزد نویسنده ایتالیا یی دوآمی چیس گفته بود: زمانیکه من کاری ندارم، احساس میکنم که زندگی از هستی ام رخت بر بسته‌است. او همچنان به خواندن نوشته‌های ادگار آلن پو که بسیار به آن دلبسته بود نوشتن دراز داستان نامدارش ابوالهول یخ‌ها دنباله می‌داد و تا ۲۴ مارس ۱۹۰۵ که به همیشگی(ابدیت) میپیوندد ده نسک دیگر می نویسد. ژول ورن در ۲۴ مارس ۱۹۰۵ بر اثر بیماری دیابت، در شهر آمیین درگذشت.Musee Jules Vernes - Butte Saint-Anne - Nantes.jpg

۷

ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵) بزرگترين شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شايد بزرگترين شاعر در عرصه ادبيات فرانسه و نيز داستان نويس، درام‌نويس و بنيانگذار مكتب رومانتيسم است؛ آثار او به بسياری از افكار سياسی و هنری رايج در زمان خويش اشاره دارد از مهم‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و تعداد زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است

هوگو سومین پسر كاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو (بعدها به مقام ژنرالی نائل آمد) و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. وی به شدت زیر نفوذ و تاثیر مادر قرار داشت. مادر او از سلطنت‌طلبان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود كه پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش را نسبت به خود بر‌انگیزد. سال‌های كودكی ویكتور در كشورهای مختلف سپری شد. به مدت كوتاهی در كالج نجیب‌زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت تعلیمات معلم خصوصی خود پدر ریوییر، كشیش بازنشسته قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴ به دستور پدر وارد پانسیون كوردییر شد كه بخش اعظم تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تكالیف مدرسه مانع از مطالعهٔ آثار معاصران به ویژه شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیف‌های ادیبانهٔ او نشد. وی سرودن شعر را با ترجمه اشعارویرژیل آغاز كرد و همراه با این اشعار، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. شعر بلند شادی مطالعه در لحظه لحظهٔ حیات او را به جمع شاعران پیوند داد؛ او توانست قبل از بیست سالگی نخستین قصهٔ بلند خود، یعنی كتاب Bug-Jargal را منتشر كند و با انتشار این كتاب به جمع ادیبان راه یابد.

ویکتور هوگو در سال ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست دوران كودكی خود ازدواج كرد. آدل فوشر دختری بود سبزه‌روی با موهای مشكی و ابروانی كمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوش‌سیما و جذاب بود. آدل فوشر اولین عشق ویكتور هوگو بود و ویكتور او را بسیار تحسین می‌كرد. دوران نامزدی آدل و ویكتور را می‌توان به عنوان تراژدی عاشقانه توصیف كرد. ویكتور و آدل همدیگر را از بچگی می شناختند. دو خانواده فوشر و هوگو با هم بسیار صمیمی بودند و بچه هایشان هم با هم بزرگ شدند. زندگی عاشقانه هوگو زمانی آغاز شد كه نوجوانی بیش نبود. او عاشق آدل، دختر همسایه شان شد. مادر ویكتور او را از این عشق منع كرد. او معتقد بود كه پسرش باید با دختری از خانواده بهتر ازدواج كند. مخالفت خانواده های این دو دلداده در مورد ازدواجشان باعث بوجود آمدن شرایط تراژیكی شد . پدر آدل پیرفوشر در خفا از موفقیت روبه رشد ویكتور در ادبیات هیجان زده بود اما می ترسید كه مادام هوگو، آدل را خوب و مناسب نداند در نتیجه به آدل هشدار داد كه ویكتور فردی مغرور، دمدمی مزاج و تن پرور است. با این وجود آن دو پنهانی با هم نامه رد و بدل می كردند. ویكتور بدون شك معتقد بود كه ارتباط آنها به ازدواج ختم خواهد شد و آنقدر به این مسئله مطمئن بود كه زیر نامهٔ اولش را گستاخانه، با نام " همسر تو " امضا كرد . بعد از گذشت دوسال و ردو بدل شدن دویست نامه توسط دو دلداده ویكتور و آدل با هم ازدواج كردند و صاحب ۵ فرزند شدند . هوگو، آدل را از صمیم قلب و به شدت دوست داشت، در سالهای اول نامزدی‌شان وقتی مادر آدل بیرون از خانه بود، آدل بی معطلی و به طور پنهانی از مسیری تاریك می‌گذشت و به ملاقات ویكتور كه زیر درخت شاه بلوط منتظر او بود می‌رفت مانند كوزت كه پنهانی به دیدن ماریوس می‌رفت . ویكتور و آدل در ۲۶ آوریل ۱۸۱۹ درست زمانی كه ویكتور ۱۹ سال و آدل ۱۶ سال داشت، آشكارا به یكدیگر ابراز علاقه كردند. آدل معتقد بود كه هیچ چیز جز دختركی فقیر با افراد طبقه بورژوا نیست و عقیده او در این باره كم و بیش درست بود. با وجود ظاهر نسبتا خوبی كه داشت اما چیز زیادی در مورد شخصیت او قابل ذكر نیست. او در مورد پوشش خود نه سلیقه داشت و نه زیركی به خرج می‌داد و همیشه با لباسهای غیر رسمی ظاهر می‌شد .آدل فردی سر‌به‌هوا و كم‌هوش بود و این امر باعث شد كه وی از لحاظ فرهنگی عقب بماند. او به نبوغ آشكار و دستاوردهای همسرش فقط به خاطر ارزشهای مالی ارج می‌نهاد. او علاقهٔ چندانی به شعر و شاعری نداشت. هر چند كه بعدها دو تن از بزرگترین شاعران فرانسه به وی علاقمند شدند.

وقتی هوگو در سال ۱۸۷۰ به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال كردند. هو گو علیرغم محبوبیتش، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال ۱۸۷۲ هیچ تلاشی نكرد. دو دهه آخر زندگی هوگو به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در ۱۸۶۸ بسیار ناراحت كننده بود . هوگو با وجود لطمات روحی و روانی كه بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال ۱۸۷۸، كه سلامتی اش رو به زوال گذاشت، فعال ماند. او در ۳۰ ژانویه ۱۸۷۶ در انتخاب مجلس سنا، كه اخیرا تاسیس شده بود نیز انتخاب شد. در فوریه ۱۸۸۱ به پاس این حقیقت كه هوگو وارد هشتادمین سال زندگی اش شده، یكی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده كه در قید حیات بود، برگزار شد. مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور(نوعی چینی فرانسوی) به هوگو آغاز شد؛ این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود كه به ویكتور هوگو اهدا شد. روز ۲۷ فوریه بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد. رژه كننده ها شش ساعت راهپیمایی كردند تا از مقابل هوگو كه پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند. سربازان راهنما برای اشاره به ترانه كوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند . هوگو در [[۲۲ مه]] ۱۸۸۵ پس از یک دوره بیماری در هشتاد و سه سالگی در پاریس درگذشت. مرگ وی باعث سوگی ملی شد، بیش از دو میلیون نفر در مراسم خاكسپاری او شركت كردند. هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تكریم قرار نگرفت بلكه به عنوان سیاستمداری كه به تشكیل و نگهداری جمهوری سوم و دموكراسی در فرانسه كمك كرد از او قدردانی به عمل آمد. آرامگاه ویکتور هوگو در پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ است.

  • آثار آغاز نوجوانی

۱. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته‌است.
۲. ترجمهٔ بخش‌هایی از انه اید شاهکار ویرژیل:
هخامنشی
پیرمرد گارز
غار سیکلوپها
کاکوس
۳. درلیدی ترجمه‌ای از اشعار اوراس
۴. سزار از از روبیکون می‌گذرد ترجمه‌ای از فارسال تصنیف لوکن

  • شعرها

۱. اغانی جدید
۲. اغانی و قصاید
۳. شرقی‌ها
۴. برگ‌های خزان
۵. نغمات شفق
۶. صداهای درونی
۷. پرتوها و سایه‌ها
۸. کیفرها
۹. سیر و سیاحت
۱۰. افسانه قرون
۱۱. غزلیات کوچه‌ها و بیشه‌ها
۱۲. سال مخوف
۱۳. فن پدربزرگی
۱۴. پاپ
۱۵. شفقت عالی
۱۶. ادیان و دین
۱۷. خر
۱۸. ریاح چهارگانه روح
۱۹. عاقبت شیطان
۲۰. مکنونات چنگ
۲۱. خدا
۲۲. سال‌های شوم
۲۳. دسته گل آخرین

  • نمایشنامه‌ها

۱. کرامول
۲. آمی روبسار
۳. ارنانی
۴. ماریون دلورم
۵. شاه تفریح می‌کند
۶. لوکرس بورژیا
۷. ماری تودور
۸. آنژلو
۹. اسمرالدا
۱۰. روی بلاس
۱۱. توامان
۱۲. بورگراوها
۱۳. تورکه مادا
۱۴. تئاتر در هوای آزاد

  • رمان‌ها

۱. بوگژارگال
۲. هان دیسلند
۳. آخرین روز یک محکوم
۴. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
۵. کلود گدا
۶. بینوایان
۷. کارگران دریا
۸. مردی که می‌خندد
۹. نود و سه

  • مجموعه‌ای از نامه‌ها، خاطرات، نقدها و مقالات ادبی و سياسی

قطعه‌ای از ویکتور هوگو:

شاه ایران

شاه ایران، نگران و هراس‌آلود، سکونت دارد زمستان در اصفهان تابستان در تفلیس در باغ، یک بهشت واقعی غرق گل سرخ بین گروهی مردان مسلح، از ترس بستگانش و همین باعث می‌شود که گاه برای تخیل بیرون رود او یک بامداد در دشت یک چوپان دید چوپان پیری که پسرش را همراه داشت: پسر زیبایی جوان از او پرسید: اسمت چیست پیرمرد؟ پیرمرد که در میان بزغاله هایش میرفت و می‌خواند آوازش را قطع کرد و گفت: اسمم کرم است خانه ام پای یک تخته سنگ معلق زیر یک بام است که از نی ساخته‌ام و آنجا با پسرم زندگی می‌کنم که دوستم می‌دارد و به همین دلیل است که آواز می‌خوانم همانطور که سابقا حافظمی‌خواند و حالا سعدی می‌خواند و همانطور که زنجره در ساعت ظهر جیر جیر می‌کند در آن هنگام جوانک با چهره حجب‌آلود و دلنشین دست پدر نغمه سرایش را بوسید. و او باز به خواندن پرداخت همانطور که حالا سعدی می‌خواند، همانطور که سابقا حافظ می‌خواند شاه گفت: آیا این دوستت دارد؟

۸

ناتالی ساروت (۱۸ ژوئیه ۱۹۰۰ در ایوانوو، روسیه - ۹ اکتبر ۱۹۹۹ در پاریس، فرانسه) حقوق‌دان رمان‌نویس و نظریه‌پرداز ادبی یهودی فرانسوی‌زبان بود.

ساروت یکی از برجسته‌ترین نویسندگان مکتب رمان نو در فرانسه است. اثر تئوریک او عصر بدگمانی (۱۹۵۶) در کنار کتاب درباره رمان نو نوشته آلن رب‌گریه مانیفست این مکتب شمرده می‌شوند.

زندگی

ناتالی در خانواده یهودی روشنفکری در ایوانوو شهری در ۳۰۰ کیلومتری شمال‌شرقی مسکو به دنیا آمد. پدرش شیمی‌دان و مادرش نویسنده بود. با جدایی پدر و مادرش دوران کودکی او در روسیه و فرانسه گذشت. در ۱۹۰۹ همراه پدر خود به پاریس رفت و در دانشگاه سوربن (حقوق و ادبیات)، در دانشگاه آکسفورد (تاریخ) و در برلین (جامعه‌شناسی) خواند.

او در ۱۹۲۵ با وکیلی به نام رمون ساروت ازدواج کرد. در ۱۹۴۱ با اشغال پاریس توسط نازی‌ها مجبور شد به طور مخفیانه زندگی کند و از همسرش جدا شود.

با پایان جنگ جهانی دوم او و همسرش زندگی خود را از سر گرفتند و ناتالی به شکل جدی‌تری نویسندگی را دنبال کرد.

سبک

ساروت در داستان‌های خود همواره به دنبال کشف واقعیت روان‌شناختی نهفته در ورای مکالمات و رویدادهای روزمره است. عدم استفاده از پیرنگ داستانی محکم و بی‌توجهی به شخصیت پردازی نوشته‌های او را دیرفهم و سنگین کرده است. در آثار او بینشی شاعرانه، طنزآمیز و رنج‌آور از زندگی به چشم می‌خورد

آثار

تعدادی از مهم‌ترین رمان‌های ناتالی ساروت:

  • ۱۹۴۸ - تصویر مردی ناشناس Portrait d’un inconnu
  • ۱۹۶۳ - میوه‌های زرین les Fruits d'or
  • ۱۹۶۸ - میان مرگ و زندگی Entre la vie et la mort
  • ۱۹۷۲ - صدایشان را می‌شنوید؟ Vous les entendez

۹

امیل زولا (۲ آوریل ۱۸۴۰- ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۲) نویسنده فرانسوی، مهم ترین نمونه از مدرسه ادبی ناتورالیسم و عامل مهم در توسعه تئاتر ناتورالیسم بود. او یکی از چهره های اصلی در آزادی سیاسی فرانسه و تبرئه افسر ارتش آلفرد دریفوس، از دروغ.

زولا در پاریس در سال 1840 به دنیا آمد. پدر او، فرانسوا زولا (در اصل فرانچسکو زولا)، یک مهندس ایتالیایی بود.با همسر فرانسوی خود، امیلی اوبرت و خانواده به (Aix-en-Provence)در جنوب فرانسه نقل مکان کردند زمانی که امیل سه ساله بود.چهار سال بعد در سال 1847، پدر مرد و او و مادرش را با حقوق ناچیز بازنشستگی تنها گذاشت. در سال 1858، زولاس ها به پاریس نقل مکان کردند، جایی که دوست دوران کودکی امیل راپل سزان نقاش به او پیوست. زولا نویسندگی را در سبک عاشقانه آغاز کرد. مادر وی برای امیل رشته ی قانون را در نظر گرفته بود، اما او در امتحاناتش رد شد.

قبل از دستیابی به موفقیت به عنوان نویسنده، زولا به عنوان کارمند در شرکت حمل و نقل کار می کرد، و سپس در بخش فروش برای یک ناشر (Hachette). وی همچنین برای روزنامه های سیاسی مطلب می نوشت.به عنوان یک خبرنگار سیاسی زولا نفرتش را از ناپلئون سوم، که از موقعیتش سو استفاده می کرد مخفی نکرد.

  • (۱۸۶۷) ترز راكن، محسن هنريار، كتابهاي جيبي، ۱۳۴۶
  • (۱۸۷۱) دارایی خانوادهٔ روگن، محمدتقی غیاثی
  • (۱۸۷۱–۷۲) سهم سگان شکاری (با عنوان اصلی «ذبح»)، محمدتقی غیاثی، نیلوفر، چاپ نخست، تهران، پاییز ۱۳۶۲
  • (۱۸۷۴) فتح پلاسان، هوشنگ اميرمكري، انتشارات نیلوفر
  • (۱۸۷۷) آسوموار، فرهاد غبرایی
  • (۱۸۸۰) نانا، محمد علی شیرازی
  • (۱۸۸۴) چه شيرين است زندگي(شور زندگي)، محمدعلی خندان، اکباتان تحت عنوان پولين ترجمه شده است
  • (۱۸۸۵) ژرمینال، سروش حبیبی، نیلوفر (یا: ژرمینال، نونا هجری، فرزان، چاپ نخست، تهران، پاییز ۱۳۶۳
  • (۱۸۸۶) شاهکار، علی‌اکبر معصوم‌بیگی، نگاه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۶
  • (۱۸۸۷) زمین، محمدتقی غیاثی، نیلوفر، چاپ نخست، تهران، بهار ۱۳۶۱
  • (۱۸۸۸) رؤیا، مهران محبوبی، مرکز نشر ارغنون، چاپ نخست، ۱۳۷۱
  • (۱۸۹۱) پول و زندگی، علی‌اکبر معصوم‌بیگی، نگاه، چاپ نخست، تهران، ۱۳۷۶
  • (۱۸۹۲) شکست، فرهاد غبرایی، انتشارات نیلوفر
  • (۱۸۹۳) دکتر پاسکال، محمدعلی خندان، اکباتان، چاپ نخست، آبان ۱۳۶۲

۱۰

فرانسوا رنه دو شاتوبریان (معروف به شاتوبریان) (۱۷۶۸-۱۸۴۸ میلادی) نویسنده، شاعر و سیاست‌مدار فرانسوی در سن مالو دیده به جهان گشود. او را به عنوان بنیانگذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه می‌شناسم.

در سال ۱۷۶۸ میلادی در شهر سان مالو فرانسه و در خانواده‌ای سرشناس و ثروتمند زاده شد. او پس از تحصیلات مقدماتی به خدمت ارتش درآمد. وی در پایان زندگی سفرهایی به یونان، قسطنطنیه، فلسطین و اسپانیا کرد و در بازگشت به فرانسه به مبارزه با ناپلئون پرداخت.

آثار

شهرت عمده شاتوبریان مدیون اشعار رومانتیک و نثر شاعرانه اوست. او از پیشروان مکتب رومانتیسم فرانسه به شمار می‌رود. شاهکار او رنه است. آثار مهم او در زیر آمده‌است:

  • رنه
  • نبوغ مسیحیت
  • مناظرات پس از مرگ
  • عشق و عفت
  • موهبت آتشین مسیح
  • سفرنامه

 |+| نوشته شده در  Fri 18 Mar 2011ساعت 11 PM  توسط رضوان رهنمافر  | 
۱

ناتالی ساروت  (۱۸ ژوئیه ۱۹۰۰ در ایوانوو، روسیه - ۹ اکتبر ۱۹۹۹ در پاریس، فرانسه) حقوق‌دان، رمان‌نویس و نظریه‌پرداز ادبی یهودی فرانسوی‌زبان بود.

ساروت یکی از برجسته‌ترین نویسندگان مکتب رمان نو در فرانسه است. اثر تئوریک او عصر بدگمانی (۱۹۵۶) در کنار کتاب

ناتالی در خانواده یهودی روشنفکری در ایوانوو شهری در ۳۰۰ کیلومتری شمال‌شرقی مسکو به دنیا آمد. پدرش شیمی‌دان و مادرش نویسنده بود. با جدایی پدر و مادرش دوران کودکی او در روسیه و فرانسه گذشت. در ۱۹۰۹ همراه پدر خود به پاریس رفت و در دانشگاه سوربن (حقوق و ادبیات)، در دانشگاه آکسفورد (تاریخ) و در برلین (جامعه‌شناسی) خواند.

او در ۱۹۲۵ با وکیلی به نام رمون ساروت ازدواج کرد. در ۱۹۴۱ با اشغال پاریس توسط نازی‌ها مجبور شد به طور مخفیانه زندگی کند و از همسرش جدا شود.

با پایان جنگ جهانی دوم او و همسرش زندگی خود را از سر گرفتند و ناتالی به شکل جدی‌تری نویسندگی را دنبال کرد.

سبک

ساروت در داستان‌های خود همواره به دنبال کشف واقعیت روان‌شناختی نهفته در ورای مکالمات و رویدادهای روزمره است. عدم استفاده از پیرنگ داستانی محکم و بی‌توجهی به شخصیت پردازی نوشته‌های او را دیرفهم و سنگین کرده است. در آثار او بینشی شاعرانه، طنزآمیز و رنج‌آور از زندگی به چشم می‌خورد.

آثار

تعدادی از مهم‌ترین رمان‌های ناتالی ساروت:

  • ۱۹۴۸ - تصویر مردی ناشناس Portrait d’un inconnu
  • ۱۹۶۳ - میوه‌های زرین les Fruits d'or
  • ۱۹۶۸ - میان مرگ و زندگی Entre la vie et la mort
  • ۱۹۷۲ - صدایشان را می‌شنوید؟ Vous les entendez درباره رمان نو نوشته آلن رب‌گریه مانیفست این مکتب شمرده می‌شوند.

۲

آلکساندر سولژنیتسین (به روسی: Алекса́ндр Иса́евич Солжени́цын) (۱۱ دسامبر ۱۹۱۸ - ۳ اوت ۲۰۰۸) نویسنده مشهور اهل روسیه و برنده جایزه ادبیات نوبل در سال ۱۹۷۰ میلادی است. وی بخاطر افشای جنایات جوزف استالین در رمان‌هایش، بیست سال را در تبعید گذراند.

رمان‌های مجمع الجزایر گولاگ و یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ از شاهکارهای آلکساندر سولژنیتسین هستند.

آلکساندر سولژنیتسین در جنگ جهانی دوم به عنوان افسر توپخانه در ارتش اتحاد جماهیر شوروی خدمت کرده بود و به خاطر خدماتش، مدال افتخار دریافت کرده بود. اما در سال ۱۹۴۵ میلادی به خاطر نوشتن نامه‌ای در انتقاد از جوزف استالین مورد غضب قرار گرفت و هشت سال زندانی شد. وی پس از گذراندن هشت سال در گولاگ‌های استالین به قزاقستان تبعید شد و در آنجا به خاطر ابتلا به سرطان معده مورد درمان قرار گرفت.

او در سال ۱۹۷۴ میلادی از اتحاد جماهیر شوروی اخراج و از آنجا به آلمان غربی و سپس به سوئیس رفت و در نهایت در ایالات متحده آمریکا ساکن شد.

در ۳ اوت ۲۰۰۸ وی در محل باغ ییلاقی خود به نام تروئیتسه - لیکووا در حومه شهر مسکو به علت ایست قلبی مُرد. وی را در صومعه دانسکی به خاک سپردند. این محل را آلکساندر سولژنیتسین ۵ سال قبل از مرگش انتخاب کرده بود.

عدم رضایت و انتقادهای او از ساختار اداری نادرست و وجود فساد و ندانمکاری در میان مقامات بالادست شوروی و بی اعتنایی آنان به همه، جز خودشان معروف است.

آثار

برخی از آثار آلکساندر سولژنیتسین عبارتند از:

  • شعله در باد
  • دختر بدکاره و هالو
  • شب‌های پروس
  • نامه به رهبران شوروی
  • صلح و تجاوز
  • لنین در زوریخ
  • درخت بلوط و گوساله
  • زندگی در اتحاد شوروی
  • جمهوری کار
  • تانک‌ها حقیقت را می‌دانند
  • جشن پیروزی
  • اکتبر چرخ قرمز
  • سوالی از روسیه در پایان قرن بیستم
  • روسیه در حال سقوط

برخی از مشهورترین آثار وی به زبان فارسی نیز ترجمه شده‌اند. مینو مشیری یکی از مشهورترین مترجمان آثار وی به زبان فارسی است. برخی از آثار ترجمه شده وی به زبان فارسی عبارتند از:

  • حقوق نویسنده
  • به زمامداران شوروی
  • یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ
  • مجمع الجزایر گولاگ
  • بخش سرطان

۳

الکساندر سِرگِیویچ پوشکین  شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. او در ۶ ژوئن ۱۷۹۹ در شهر مسکو چشم به جهان گشود و در ۱۰ فوریه ۱۸۳۷ در سن پترزبورگ درگذشت. او بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند.

زندگی

پدر پوشکین از خانواده‌های اصیل روسی بود و مادرش نوه یک برده اتیوپیایی و پسرخوانده تزار پتر کبیر بود که بعدها به مقام‌های بالایی دست یافته بود.

پوشکین اولین اشعار خود را در پانزده‌سالگی منتشر کرد. بعد از اتمام مدرسه، وی به خاطر سخنرانی‌های انتقادی‌اش در حمایت از اصلاحات اجتماعی مجبور به ترک پایتخت و به سمت مولداوی شد. در آنجا او عضو فیلیکی اتریا شد که برای آزادسازی و استقلال یونان از امپراتوری عثمانی فعالیت می‌کرد. از این گذشته او تحت تأثیر انقلاب یونان قرار گرفت. سال ۱۸۲۳ پوشکین به اودسا رفت و باز آنجا با حکومت درگیر و مجبور به تبعید شد. با این وجود او اجازه ملاقات تزار نیکولاس یکم را یافت.


در ۱۸۳۱ پوشکین با نیکولای گوگول ملاقات کرد و تحت تأثیر داستان‌های کمدی‌اش قرار گرفت. در همین سال نیز او با ناتالیا گونچارووا ازدواج کرد. پس از این ازدواج رفت و آمد او در دربار بیش از پیش افزایش پیدا کرد. ولی پس از اینکه تزار به با لقب بسیار پایین درباری به وی قناعت کرد، او بسیار عصبانی و سرشکسته شد، زیرا قبل از همه همسر بسیار زیبای او مورد ستایش درباریان بزرگ (از جمله خود تزار) بود.

سال ۱۸۳۷ بدهی‌های پوشکین بسیار افزایش پیدا کرد. از طرف دیگر شایع شده بود که همسرش رابطه نامشروع با یکی از افسران فرانسوی به نام جرج دانتس دارد. پوشکین برای حفظ غرورش، معشوق احتمالی همسرش را در ۲۷ زانویه ۱۸۳۷ (تاریخ قدیم) به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت. طرف مقابلش ولی فقط یک جراحت جزئی از ناحیه دست پیدا کرد.

 آثار

سال نام اثر
۱۸۲۰ روسلان و لودمیلا
۱۸۲۱ زندانی قفقاز
۱۸۲۳ فواره باغچه سرای
۱۸۲۴ کولی‌ها (۱۸۲۵/۱۸۲۷)
۱۸۲۹ پولتاوا
۱۸۳۳ سوار برنجی / سوارکار برنزی
۱۸۴۱ دوبروفسکی
۱۸۲۱ گاوریلیادا
۱۸۲۵ بوریس گودونوف
۱۸۳۴ داستان مرغ طلایی
۱۸۳۴ تاریخچه شورش پوکاچف
۱۸۳۶ دختر سروان

  • شوالیه خسیس (۱۸۳۰)
  • داستان ماهی‌گیر و ماهیک
  • جشن بین طاعون
  • تابوت ساز
  • غلام پست
  • ضربه آتشین
  • دام سیاه
  • بی بی پیک
  • مسخره و زندگی
  • دختران سیاه

۴

آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف  (۲۸ مارس ۱۸۶۸ - ۱۸ ژوئن ۱۹۳۶) که بیشتر با نام ماکسیم گورکی  شناخته می‌شود، داستان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و مقاله‌نویس انقلابی روس و از بنیان‌گذاران سبک رئالیسم سوسیالیستی بود.

گرچه او را بیش‌تر به عنوان یک نویسنده، در سطح جهانی می‌شناسند و ستایش می‌کنند، از رهبران جنبش انقلابی روسیه نیز به شمار می‌آید.

نیژنی نوگورود، روستای محل تولدش، از ۱۹۳۲ تا ۱۹۹۱، به افتخار او «گورکی» نامیده می‌شد.

وی در سال ۱۹۳۶ در سن ۶۸ سالگی به وسیله زهر توسط یک گروه ضد شوروی کشته شد.

آثار

  • مادر (۱۹۰۷م) ترجمه علی اصغر سروش انتشارات هیرمند. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین (۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند) قرار دارد.
  • دانشکده‌های من (۱۹۲۴م) به فارسی ترجمه شده‌است
  • در جهان(۱۹۱۶م) ترجمه احمد صادق تحت عنوان در جستجوی نان انتشارات نگاه
  • ادبیات از نظر گورکی
  • دوران کودکی (۱۹۱۴م) ترجمه کریم کشاورز انتشارات نگاه
  • زندانبان
  • خاطرات من
  • در اعماق (۱۹۰۲م) ترجمه عبدالحسین نوشین تحت عنوان در اعماق اجتماع نشر قطره
  • استادان زندگی
  • خرده بورژواها
  • خرده بورژواها (مجموعه مقالات)
  • ولگردها
  • سه رفیق
  • یک شب پاییزی
  • انگلستان و انقلاب روسیه
  • ارباب
  • کلیم سامگین
  • تجارت آرتامانوف (۱۹۲۷م) ترجمه کاظم انصاری تحت عنوان آرتامانوفها انتشارات امیرکبیر. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • زندگی ماتوی کوژمیاکین
  • میراث

۵

آنتون پاولوویچ چِخوف  (۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ - ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴) داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشته‌است. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.

چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدا تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. جخوف در نامه‌ای به فیودور باتیوشکوف می‌نویسد:«نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دارگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی به‌حساب بیاورد، بنابر این سالگرد (بیست و پنج‌سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.» آن‌چه چخوف به آن اشاره می‌کند درواقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه بر آموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام‌های مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوستن بی‌وقفهٔ داستان و طنز در مجله‌های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادران‌اش را تامین می‌کرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستان‌اش با نام قصه‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.

فعالیت حرفه‌ای

چخوف بعد از پایان تحصیلات‌اش در رشتهٔ پزشکی به طور حرفه‌ای به داستان‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایش‌نامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد. مجموعهٔ داستان‌های گل‌باقالی او در ژانویه سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستان‌های، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سل‌اش شدت گرفت و او در آوریل به تاگانروک و کوه‌های مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگ‌ومیش منتشر شد و در اکتبر نمایش‌نامهٔ بلندش با نام ایوانف در تآتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.

چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴به همراه همسرش اولگا کنیپر برای معالجه به آلمان استراحت‌گاه بادن ویلر رفت. در این استراحت‌گاه حال او بهتر می‌شود اما این بهبودی زیاد طول نمی‌کشد و روز به روز حال او وخیم‌تر می‌شود. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف نوشته‌است. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم می‌شود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر می‌کند. اولگا در خاطرات‌اش می‌نویسد:«دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد. و بعد دستور شامپاین داد. آنتوان یک گیلاس پر برداشت. مزه‌مزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخورده‌ام.» آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمی‌کشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود.» و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیه ‏ ۱۹۰۴ بود.

چند داستان کوتاه

  • ۱۸۸۳ - از دفترچه خاطرات یک دوشیزه
  • ۱۸۸۴ - بوقلمون صفت
  • ۱۸۸۹ - بانو با سگ ملوس
  • - نشان شیروخورشید

نمایش‌نامه

نخستین نمایش‌نامهٔ چخوف ایوانف است که آن را در سال ۱۸۸۷ نوشت. یکی دو نمایش‌نامهٔ بعدی چخوف هم چندان موفق از کار در نیامد تا اینکه با اجرای نمایش «مرغ دریایی» در ۱۸۹۷ در سالن تئاتر هنری مسکو چخوف طعم نخستین موفقیت بزرگ‌اش را در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی چشید. همین نمایش‌نامه دو سال قبل از آن در سالن تئاتر الکساندریسکی در سنت پترزبورگ با چنان عدم استقبالی روبه‌رو شده بود که چخوف در میانهٔ دومین شب نمایش آن، سالن را ترک کرده بود و قسم خورده بود دیگر هرگز برای تئاتر چیزی ننویسد. اما همان نمایش‌نامه در دست بازیگران چیره‌دست تئاتر هنر مسکو، چخوف را به مرکز توجه همهٔ منتقدان و هنردوستان تبدیل کرد. بعدها با وجود اختلافاتی که میان چخوف و کنستانتین استانیسلاوسکی - کارگردان نمایش‌نامه‌های وی - پیش آمد آثار دیگری از چخوف - همچون «دایی وانیا» (۱۸۹۹)، «سه خواهر» (۱۹۰۱) و... نیز بر همان صحنه به اجرا در آمد. عمدهٔ اختلاف چخوف و استانیسلاوسکی بر سر نحوهٔ اجرای نمایش‌نامهٔ «باغ آلبالو» بود. چخوف اصرار داشت که نمایش‌نامه کاملاً کمدی است و استانیسلاوسکی مایل بود بر جنبهٔ تراژیک نمایش‌نامه تاکید کند. چخوف نه فقط به ناتورالیسم افراطی استانیسلاوسکی می‌تازد، بلکه همچنین حال و هوای افسرده و غم‌انگیزی را که فکر می‌کرد به نمایشنامه‌اش تحمیل شده‌است، زیر سؤال می‌برد. در آوریل 1904، چخوف، در نامه‌ای به همسرش الگا می‌نویسد: «چرا دائماً در پوسترها و روزنامه‌ها، نمایشنامة مرا درام می‌نامید؟ نمیروویچ دانچنکو و استانیسلاوسکی، در نمایشنامه من چیزی پیدا کرده‌اند که مطلقاً به آنچه من نوشته‌ام شباهتی ندارد، و من شرط می‌بندم که هیچ‌کدام از آنها، برای یک‌بار هم که شده، نمایشنامه مرا با شیفتگی، تا به آخر نخوانده‌است. مرا ببخش، اما به شما اطمینان می‌دهم که این عین حقیقت است.»

نمایش‌نامه‌ها

  • دایی وانیا
  • سه خواهر
  • ایوانف
  • در جاده بزرگ
  • مرغ دریایی
  • خواستگاری
  • مضرات دخانیات
  • باغ آلبالو

سبک‌شناسی

مشخصات کلی آثار داستانی چخوف را می‌توان در این محورها خلاصه کرد.

  • خلق داستان‌های کوتاه بدون پیرنگ
  • ایجاز و خلاصه گویی در نوشتن
  • خلق پایان‌های شگفت انگیز برای داستانها با الهام از آثار «گی دوموپاسان» (نشان افتخار)
  • خلق پایان «هیچ» برای داستان با الهام از آثار «ویکتور شکلوفسکی» (منتقم)
  • بهره گیری از جنبه‌های شاعرانه و نمادین در آثار که از ابداعات خود چخوف در دورهٔ نویسندگیش بود.
  • نگاه رئالیستی به جهان و قهرمان‌های داستان برخلاف نگاه فرمالیستی رایج آنزمان
  • استفاده از مقدمه‌ای کوتاه برای ورود به دنیای داستان (امتحان نهایی)
  • استفاده از تصویرپردازی‌های ملهم از طبیعت و شرح آن برای پس زمینهٔ تصویری داستان (شکارچی)

وضوع و تم آثار

  • فرصت‌های ازدست رفته زندگی
  • آدمهایی که حرف همدیگر را نمی‌فهمند
  • حمله به ارزشهای غلط اما رایج اجتماع
  • تضاد طبقاتی
  • عدم مقاومت در مقابل شر و مهار خشم (تحت تاثیر آثار لئو تولستوی)
  • ماهیت خوار کننده فحشا

 در زبان فارسی

 مقایسه ترجمه‌های مختلف

مترجمین بسیاری آثار چخوف را به فارسی ترجمه کرده‌اند. مترجمانی مانند:کاظم انصاری، بزرگ علوی، محمدعلی جمالزاده، نجف دریابندری، صادق هدایت، سیمین دانشور، کریم کشاورز، عبدالحسین نوشین، هوشنگ پیرنظر، داریوش مودبیان، رضا آذرخشی، هوشنگ رادپور، احمد گلشیری، احمد شاملو، ایرج کابلی یک یا چند داستان کوتاه یا نمایش‌نامه از چخوف ترجمه کرده‌اند و سروژ استپانیان و ناهید کاشی‌چی اقدام به ترجمهٔ مجموعه آثار چخوف کردند که تا کنون ده جلد آن منتشر شده‌است.

۶

اوژن یونسکو (۲۶ نوامبر، ۱۹۰۹ - ۲۸ مارس، ۱۹۹۴) نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده فرانسوی با اصلیت رومانیایی است. او در سال ۱۹۷۰ به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد. او را بارزترین نماینده تئاتر پوچی می‌نامند. مشهورترین نمایش‌نامه یونسکو کرگدن‌ها یا کرگدن نام دارد که به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

  • صندلی‌ها (۱۹۵۲)
  • کرگدن (۱۹۶۰)
  • شاه می‌میرد (۱۹۶۲)
  • مکبث (۱۹۷۲)

    ۷

    رومن گاری (۸ مه۱۹۸۴ -۲ دسامبر ۱۹۸۰) نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی بود.

    رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسِف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنا (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش (آری-لیب کاسو) کمی بعد در ۱۹۲۵ خانواده را رها کرد و به ازدواج مجدد دست زد. از این هنگام او با مادرش، نینا اوزینسکی (کاسو)، زندگی می‌کرد، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان.

    در سال ۱۹۲۸، رومن چهارده ساله به همراه مادرش به شهر نیس در کشور فرانسه رفتند. رومن خاطرات نخستین سال‌های زندگی در فرانسه را در کتاب وعدهٔ سپیده دم (Le promesse de l'aube ،۱۹۶۰) نوشته‌است.

    جوانی

    او در فرانسه به تحصیل حقوق پرداخت، ابتدا در «اکس-ان-پروونس» و سپس در پاریس. در ضمن او در «سالون-دو-پروونس» و در پایگاه هوایی آوورد در نزدیکی بورگس، خلبانی در نیروی هوایی فرانسه را آموخت. پس از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، او به انگلستان گریخت و تحت رهبری شارل دوگل به «نیروهای آزاد فرانسه» پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید.

    و نگارش نخستین رمانش، تحصیلات اروپایی (Education Europeen،۱۹۴۵) را مادامیکه در ارتش بود شروع کرد. در سال ۱۹۴۵، در فرانسه جایزهٔ منتقدین (Prix des critique) را دریافت کرد.

    همچنین به دلیل خدماتش در ارتش موفق به اخذ جوایز متعددی از ارتش شد.

    پس از جنگ، رومن با مدرک حقوق، که از دانشگاه پاریس گرفته بود، و نیز با دیپلم زبان‌های اسلاو که از دانشگاه ورسای دریافت کرده بود، به عنوان دیپلمات در شهرهای مختلف کار کرد. همچنین به عنوان سخنگوی هئیت نمایندگان فرانسوی سازمان ملل ابتدا در نیویورک و سپس در لندن به فعالیت پرداخت. پس از اقامت در نیویورک به دلیل خستگی به مدت سه ماه کار را رها کرد و در سال ۱۹۵۶ به نوشتن رمان «ریشه‌های بهشتی» (Les racines du ciel) پرداخت. این داستان نخستین رمان وی بود که برندهٔ جایزهٔ گنکور (Prix des Goncourt) شد.

     ازدواج‌ها و بعد

    طی این سال‌ها وی دو بار ازدواج کرد. نخستین همسرش نویسنده‌ایی انگلیسی به نام لزلی بلانش بود. در سال ۱۹۶۳ از وی جدا شد و با هنرپیشه‌ایی به نام جین سیبرگ (Jean Sebreg) ازدواج کرد و مدت ۷سال با او زندگی کرد. رومن زندگیش با سیبرگ را در کتابی به نام سگ سفید (۱۹۷۰،Chien Blanc) به رشته تحریر درآورده‌است. حاصل این زندگی مشترک پسری به نام دیه‌گو بود که مدتی را در اسپانیا با زن مدیری زندگی می‌کرد. زندگی پسرش و این خانم الگوی رومن برای نقش‌های مومو و مادموازل رزا در رمان زندگی در پیش رو شد.

    رومن در دوران زندگی سیاسی‌اش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با نام مستعار می‌نوشت. نام‌هایی مانند: Fosco Sinibaldi, Shatan Bogat , Emile Ajar. مادامیکه با نام مستعار امیل آجار به نویسندگی می‌پرداخت، تحت نامی به عنوان رومن گاری نیز داستان می‌نوشت.


    گَری فرم امری فعلی با معنای «به دنیا آمدن» در زبان روسی است. به همین دلیل رومن مدل آمریکایی شدهٔ این فعل را به عنوان نام مستعار خود انتخاب کرد. البته این انتخاب تا حدودی به دلیل قهرمان رومن، گری کوپر (Gary Cooper) بود. کلمهٔ آجار (تلفظ اصلی: آیار) نیز به لحاظ معنایی نزدیک به کلمهٔ گری است. این واژه در زبان روسی به معنای «ذغال سنگ‌های زنده» است که یک اصطلاح انجیلی و به مفهوم انوار الهی است.

    وی دومین جایزهٔ گنکور را با نام امیلی آجر به دلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد. وی تنها نویسنده‌ای است که دو مرتبه موفق به اخذ این جایزه شده‌است. این جایزه تنها یکبار به هر نویسنده تعلق می‌گیرد. به دلیل اینکه وی این رمان را با نام مستعار نوشته بود برای دومین بار توانست این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش پائول پالویچ، به جای وی این جایزه را دریافت کرد. رومن بعدها در کتابی به نام «زندگی و مرگ امیلی آجار» (La vie et mort d'emile Ajar) حقیقت را فاش کرد.

    وی همچنین فیلمنامه طولانی‌ترین روز و نیز فیلمنامه قتل (Kill) را نوشت و این فیلم را با بازی همسر دوم خود کارگردانی کرد.

    مرگ

    رومن گری در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلوله‌ایی به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته‌است «... دلیل این کار مرا باید در زندگینامه‌ام (شب آرام خواهد بود ، (La Nuit Sera Calme, ۱۹۷۴) بیابید. در این کتاب او گفته‌است: «به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم.»

     آثار

    • تربیت اروپایی (۱۹۴۵)
    • ریشه‌های آسمان (۱۹۵۶)
    • میعاد در سپیده‌دم (۱۹۶۰)
    • سگ سفید (۱۹۷۰)
    • خداحافظ گاری کوپر (۱۹۶۵)
    • لیدی ال (۱۹۵۷)
    • شبح سرگردان
    • رنگ‌های روز (۱۹۵۲)
    • پرنده‌ها می‌روند در پرو می‌میرند
    • تولیپ یا لاله (۱۹۴۶)
    • بادبادک‌ها
    • زندگی در پیش رو (۱۹۷۵) (با نام مستعار امیل آژار)
    • مردی با کبوتر
    • شب آرام خواهد بود

    ۸

    میلان کوندرا ( (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است.

    زندگی

    پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد. اما در سال ۱۹۵۰ از حزب اخراج شد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار می‌داد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تک گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بی‌پرده بازنمایی می‌شد در ۱۹۵۷ منتشر شدند.

    او در ۱۹۶۰ گزیده اشعار گیوم آپولینر و تحلیلی از آن‌ها را چاپ کرد و در همین سال آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهده او گذاشته شد. نخستین نمایشنامه او با نام مالکان کلیدها که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان می‌پرداخت در ۱۹۶۱ به چاپ رسید.

    کوندرا در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ ده داستان با عنوان عشق‌های مضحک می‌نویسد که در آن‌ها به رابطه فرد با اجتماع توجه شده و مضمون بسیاری از رمان‌های آینده‌اش طرح می‌شوند.

    کوندرا به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی به حمایت از جنبش اصلاح‌طلبانه حزب کمونیست چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال کشور توسط ارتش شوروی در اوت ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفته و انتشار کتاب‌هایش و عرضه آن‌ها در کتابخانه‌ها ممنوع شد و او یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج می‌شود. در این مدت کوندرا خرج خودش را با نوشتن طالع‌بینی‌هایی درمی‌آورد. این طالع‌بینی‌ها که البته با نام میلان کوندرا چاپ نمی‌شدند، پس از مدتی بسیار محبوب شدند. خود کوندرا در کتاب خنده و فراموشی به سرنوشتی که این چنین دچارش شده بود اشاره و شرح آن را بیان می‌کند. او در همین دوران رمان زندگی جای دیگر است را نیز به زبان فرانسوی می‌نویسد که در سال ۱۹۷۳ در فرانسه چاپ می‌شود.

    کوندرا اولین رمان‌اش به نام شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستان‌گو روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی در چک نیز ساخته شده‌است.

    در سال ۱۹۷۵ کوندرا به همراه همسرش ورا به دعوت دانشگاه رن به فرانسه رفت و در آن‌جا کتاب خنده و فراموشی را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند می‌گوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعه‌ای داستان کوتاه و تفکرات نویسنده‌است.

    در ۱۹۸۴ کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی (در فارسی بار هستی ترجمه شده‌است) نوشت. این کتاب محبوب‌ترین کتاب کوندرا به حساب می‌آید. سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی می‌پردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکایی فیلیپ کوفمان، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. با وجود اینکه کوندرا معتقد است که رمان‌هایش برای ساخت فیلم مناسب نیستند، ولی در ساخت این فیلم، به عنوان مشاور همکاری داشت.

    در ۱۹۹۰ کوندرا کتاب جاودانگی را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیش‌تر تفکرات سیاسی را مطرح می‌کنند، این کتاب از درون‌مایهٔ فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانی‌تری را در خود می‌گنجاند.

    کوندرا همیشه اصرار داشته‌است که او یک رمان‌نویس است، نه یک نویسندهٔ سیاسی یا مخالف.

     آثار ترجمه شده به فارسی

    به‌ترتیب سال ِ نوشته شدن

    • شوخی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • عشق‌های خنده‌دار - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • دون ژوان - ترجمهٔ آیسل برزگر - نشر سروینه
    • زندگی جای دیگریست
    • مهمانی خداحافظی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • والس خداحافظی ـ ترجمه دیگری از مهمانی خداحافظی است.
    • کلاه کلمنتیس - ترجمهٔ احمد میرعلائی - انتشارات دماوند
    • خنده و فراموشی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • بار هستی - ترجمهٔ پرویز همایون پور - نشر گفتار
    • ژاک و اربابش - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • هنر رمان ترجمهٔ پرویز همایون پور - نشر گفتار
    • جاودانگی - ترجمهٔ حشمت‌الله کامرانی - نشر تنویر
    • آهستگی
    • وصایای تحریف‌شده (ترجمه‌ای با عنوان وصیت خیانت‌شده نیز انجام شده‌است)
    • هویت - ترجمهٔ پرویز همایون‌پور - نشر قطره
    • جهالت - ترجمهٔ آرش حجازی - انتشارات کاروان (ترجمه‌ای با عنوان بی خبری نیز انجام شده‌است)

    ۹

    آلبِر کامو (زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسندهٔ، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری-فرانسوی‌تبار بود. او یکی از فلاسفه‌ی بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است.

    کامو در سال 1957 به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد» برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوان‌ترین برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و همچنین نخستین نویسنده‌ی زاده‌ی قاره‌ی آفریقا است که این عنوان را کسب می‌کند. همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزه‌ی نوبل در یک سانحه‌ی تصادف درگذشت.

    با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود او همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد.[۳] در مصاحبه‌ای در سال 1945 کامو هرگونه همراهی با مکاتب ایدئولوژیک را تکذیب می‌کند و می‌گوید:«نه، من اگزیستانتیالیست نیستم. من و ژان پل سارتر از اینکه نام‌مان اینگونه برچسب می‌خورد متعجب می‌شویم.

    او در کتاب یاغی می‌نویسد که تمام عمر خود را صرف مبارزه با فلسفه‌ی پوچ‌گرایی کرده است و عمیقا به آزادی‌های فردی اعتقاد دارد.

    آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» یک سال بعد از به دنیا آمدن او در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش (که اصالتاً اسپانیایی بود) به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. خانوادهٔ کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بودند که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بودند.

    کودکی کامو در یک زندگی فقیرانه‌ٔ طبقه‌ٔ کارگری سپری شد. فقر، احترام به رنج و همدردی با بی چارگان را به او یاد داد. پسندخاطر غریزی کامو قناعت و بی پیرایگی بود. در جزیرهٔ فقر، خود را در خانهٔ خویش احساس می‌کرد. خود او گفته‌است که آفتاب الجزیره و فقر محله بلکور چه مفهومی برایش داشت: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.»  او به موجب پافشاری «لوئی ژرمن» معلم مدرسه ابتدایی‌اش بود که توانست تحصیلات متوسطه را ادامه دهد.

    کامو در طی سال‌های ۳۰-۱۹۲۸ دروازبان تیم دانشگاه الجزیره بود اما با تشخیص اولین آثار سل در ۱۹۳۰ او تبدیل به یک تماشاچی فوتبال شد.

    در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست که در آن وظیفه‌ٔ عضوگیری از میان پرولتاریای عرب را بر عهده داشت. بعدها این حزب (به دستور شوروی استالینی)، کامو را به عنوان یک تروتسکیست محکوم و از حزب اخراج کرد (۱۹۳۶).

    لیسانس فلسفه را در سال ۱۹۳۵ گرفت در ماه مه سال ۱۹۳۶ پایان‌نامه خود را دربارهٔ فلوطین ارائه داد.

    او در سال ۱۹۳۸ در روزنامهٔ تازه تأسیس الجزایر جمهوری‌خواه به عنوان خبرنگار آغاز به کار کرد. او تمام مقاله‌های خود را به صورت اول شخص می‌نوشت که تا آن زمان در شیوهٔ گزارشگری فرانسوی متداول نبود.

    در سال ۱۹۳۹، مجموعه مقالاتی به عنوان «فقر قبیله» منتشر کرد.

    در ۱۹۳۴ با «سیمون‌های» ازدواج کرد که معتاد به مورفین بود. ازدواج آنها یک سال بعد در اثر خیانت سیمون خاتمه یافت. در ۱۹۴۰ با «فرانسین فور» ازدواج کرد.

    با نزدیک‌تر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامهٔ عصر جمهوری شده بود که در ژانویهٔ سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد. در مارس همان سال فرماندار الجزیره، آلبر کامو را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهر را ترک کند. در این هنگام کامو به پاریس رفت.

    او کار خود را در روزنامهٔ عصر پاریس شروع کرد بعدها برای دوری از ارتش نازی به همراه دیگر کارمندان روزنامه، ابتدا به شهر کلرمون فران و سپس به شهر غربی بوردو نقل مکان کرد.

    در ۱۹42 کامو، رُمان بیگانه و مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان افسانه سیزیف را منتشر کرد.

    نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. در سال ۱۹۴۳ کامو کتابی را به نام نامه‌هایی به یک دوست آلمانی نیز به صورت مخفیانه به چاپ رسانید.

    در ۱۹ دسامبر ۱۹۴۱ کامو اعدام «گابریل پری» را شاهد بود که این واقعه به قول خودش موجب متبلور شدن حس شورش علیه آلمانها در او شد. او در سال ۱۹۴۲ عضو گروه مقاومت فرانسوی به نام نبرد شد و در اکتبر ۱۹۴۳ به کمک دیگر اعضای گروه شروع به فعالیت روزنامه‌نگاری زیرزمینی پرداخت. وی در این گروه مقاومت با ژان پل سارتر آشنا شد. او یکبار هنگامی که سرمقالهٔ روزنامهٔ نبرد را به همراه داشت در یک بازرسی خیابانی دستگیر شد.

    در سال‌های پس از جنگ کامو به دار و دستهٔ ژان پل سارتر و سیمون دوبوار در کافه فلور در بلوار سن ژرمن پاریس پیوست. کامو بعد از جنگ سفری به ایالات متحده داشت تا در آنجا در مورد اگزیستانسیالیسم سخنرانی کند.

    رمان طاعون نیز در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید که در زمان خود پرفروش‌ترین کتاب فرانسه شد.

    در سال ۱۹۴۷ کامو از روزنامهٔ نبرد بیرون آمد.

    نمایش‌نامهٔ عادل‌ها را در سال ۱۹۴۹ منتشر ساخت و اثر فلسفی خود به نام انسان طاغی را نیز درسال ۱۹۵۱ به چاپ رساند.

    در سال ۱۹۵۲ مشاجراتی بین کامو و سارتر بعد از نوشتن مقاله‌ای علیه کامو در مجله‌ای که سارتر سردبیر آن بود شروع شد.

    در ۱۹۵۲ از کار خود در یونسکو استعفا داد زیرا سازمان ملل عضویت اسپانیا تحت رهبری ژنرال فرانکو را قبول کرده بود. در ۱۹۵۳ کامو یکی از معدود شخصیتهای چپ بود که شکستن اعتصاب کارگران آلمان شرقی را مورد اعتراض قرار داد.

    در اوایل سال ۱۹۵۴ بمب‌گذاری‌های گسترده‌ای از جانب جبههٔ آزادی‌بخش ملی در الجزایر رخ داد. کامو تا پایان عمر خود مخالف استقلال الجزایر و اخراج الجزایریهای فرانسوی‌تبار بود ولی در عین حال هیچ‌گاه از گفتگو در مورد فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت.

    در ۱۹۵۵ کامو مشغول نوشتن در روزنامه اکسپرس شد. او در طول هشت ماه ۳۵ مقاله تحت عنوان الجزایر پاره پاره نوشت.

    در ژانویهٔ ۱۹۵۶ کامو برگزاری یک گردهمایی عمومی در الجزایر را عهده‌دار شد که این گردهمایی مورد مخالفت شدید دو طرف مناقشه، جبهه تندرو فرانسویان الجزایر و مسلمانان قصبه، قرار گرفت.

    کامو در آخرین مقاله‌ای که در مورد الجزایر نوشت تلاش کرد از گونه‌ای فدراسیون متشکل از فرهنگ‌های مختلف بر مبنای مدل سوئیس برای الجزایر دفاع کند که این نیز با مخالفت شدید طرفین دعوا روبرو شد.

    از آن به بعد کامو به خلق آثار ادبی پرداخت و داستان‌هایی کوتاه که مربوط به الجزایر بودند را منتشر ساخت. او در عین حال به تئاتر پرداخت. دو نمایش‌نامه اقتباسی در سوگ راهبه اثر ویلیام فاکنر و جن‌زدگان اثر فیودور داستایوسکی از کارهای کامو در تئاتر بود که با استقبال زیادی روبرو شدند.

    سقوط در سال ۱۹۵۶ به رشتهٔ تحریر درآمد.

    در سال ۱۹۵۷ جایزهٔ نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشه هایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسنده‌ای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفته‌اند.

    مقبره آلبرکامو

    کامو در بعداز ظهر چهارم ژانویه 1960 و در سن 46 سالگی بر اثر سانحه‌ی تصادف نزدیک سن، در شهر ویل‌بلویل درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. راننده‌ی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند.

    آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.

    پس از مرگ کامو، همسر و دو دختر دو قلوی او حق تکثیر آثارش در اختیار گرفتند و دو اثر از او را منتشر کردند. اولین آن‌ها کتاب مرگ شاد بود که در سال 1970 منتشر شد. شخصیت نخست این کتاب پاتریس مورسو نام دارد که بسیار شبیه مورسو، شخصیت نخست کتاب بیگانه است. در محافل ادبی مباحث بسیاری در مورد ارتباط این دو کتاب در گرفته است. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام انسان اول بود که سال 1995 منتشر شد. انسان اول یک خودزندگی‌نامه درباره‌ی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.

  • ۱۰

    ماکس ژاکوب  (زاده ۱۲ ژوئیه ۱۸۷۶ - درگذشته ۵ مارس ۱۹۴۴) شاعر فرانسوی بود.

    کتاب‌شناسی

    • مسیح در مونپارناس
    • آزمایشگاه مرکزی
    • هنر شاعری
    • تابلوی بورژوازی
    • ته آب

     |+| نوشته شده در  Fri 18 Mar 2011ساعت 10 PM  توسط رضوان رهنمافر  | 
    ۱

    آنّا آخماتووا  با نام اصلی آنّا آندرییوا گارینکو  (۱۸۸۹  ۱۹۶۶) شاعر و نویسنده اهل روسیه بود. او یکی از بنیان‌گذاران مکتب شعری آکمه‌ئیسم (اوج‌گرایی) (به روسی: Акмеизм) است. او همسر نیکولا گومیلیف شاعر و مادر لِف گومیلیف نویسنده و مردم‌شناس است.

    بن‌مایه‌های اشعار وی را گذر زمان، خاطرات و یادبودهای گذشته، سرنوشت زن هنرمند و دشواری‌ها و تلخی‌های زیستن و نوشتن در زیر سایه استالینیسم تشکیل می‌دهد.

    در سال۱۹۱۰، در بیست و یک سالگی، با وجود مخالفت خانواده‌اش، با شاعری به نام نیکولای گومیلیف ازدواج کرد. «این ازدواج نتیجهٔ ِ عشق ِ یک‌طرفهٔ گومیلیوف و چند بار اقدام به خودکشی‌ی ِ او بود، از همین رو دیری نپایید.» به هر روی پس از ازدواج برای ماه‌عسل به پاریس رفتند و پس از بازگشت از پاریس، گومیلیوف برای مدتی به حبشه رفت و آخماتووا به سن‌پترزبورگ نقل مکان کرد و در آنجا برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه رایف رفت و به تحصیل تاریخ و ادبیات پرداخت. سال بعد با همسرش و چند شاعر دیگر گروه موسوم به «کارگاه شعر» را تشکیل دادند و مکتب آک‌مه‌ایسم را بنیان نهادند.

     

    آنّا آندرییونا آخماتووا و همسرش نیکولای گومیلیف و فرزندشان لف گومیلیف  در۱۹۱۳

    در این سال‌ها شعرهای او در نشریات مختلف منتشر شد. در ۱۹۱۲ ضمن سفری به شمال ایتالیا از جنوا، پیزا، فلورانس، بولونیا، پادورا، ونیز دیدن کرد. نخستین مجموعه اشعارش به نام «شامگاه» منتشر شد. «این کتاب و اثر بعدی و قرینه‌اش، باغ گل(۱۹۱۴)، که در میان منتقدان و عموم مردم توفیق بسیاری به‌دست آورد، دو کتاب کوچک و بی‌تکلف بودند که توفیق اولیه آک‌مه‌ئیسم تا اندازهٔ زیادی مدیون آنها بود.» در اول اکتبر همین سال فرزندش لِف به دنیا آمد. همسرش خیلی زود آن‌ها را ترک کرد و داوطلبانه به ارتش پیوست. در۱۹۱۸ از همسرش جدا شد و بعد از مدتی با باستان‌شناسی به نام ولادمیر شی‌لی‌کو ازدواج کرد. امیدوار بورد با این دانشمند برجسته بتواند زندگی خوبی داشته باشد اما شی‌لی‌کو زن می‌خواست نه شاعر؛ برای همین شعرهای آنا را در سماور می‌سوزاند. به هر حال این ازدواج هم دیر نپایید. پس از اعدام نیکولای گومیلیف در  ۱۹۲۱ به جرم فعالیت‌های ضدانقلابی به تنهایی مسئولیت بزرگ کردن فرزندشان را به عهده گرفت.

    ۲

    هر چند اکثریت نویسندگان و هنرمندان و فرهیختگان روس به تنگ آمده از دیکتاتوری تزار به استقبال انقلاب اکتبر رفتند اما آخماتووا، هر چند هرگز حاضر نشد جلای وطن کند و به صف مخالفان حکومت جدید در خارج از روسیه (اتحاد جماهیر شوروی) بپیوندد، اما از همان آغاز هم‌راهی چندانی با انقلاب نداشت و با اعدام همسر سابق‌اش و فضای خفقان‌آوری که حکومت استالین حکم‌فرما کرده بود در صف ناراضیان جای گرفت. طی سال‌های بعد، در دهه سی میلادی، هر چند تحت سانسور شدید حکومت استالین قرار داشت اما به مطالعه و تحقیق در مورد معماری پترزبورگ باستانی و شاعر کلاسیک روس پوشکین پرداخت و عضو آکادمی علوم در پوشکین‌شناسی شد و مقالات متعددی از او در مورد پوشکین منتشر شد. سه کتاب نیز در بارهٔ پوشکین نوشت که هر سه در زمان خود منتشر شدند. اما از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۰ فقط یکی از کتاب‌های‌اش اجازه چاپ مجدد می‌گیرد.

    تنها فرزندش لف در بین سال‌های ۱۹۳۳ و ۱۹۴۹ چندین بار به اتهامات واهی دستگیر و هر بار پس از مدتی کوتاه آزاد می‌شود. دستگیری پی‌درپی فرزندش و زندانی و تبعید در اردوگاه‌های کار اجباری نیکلای پونین شریک زندگی‌اش در شعر بلندش به نام سوگواره، که مرثیه‌ای است برای زندگان، به خوبی ترسیم شده است. سوگواره حاصل ساعت‌ها انتظار او پشت در زندان لنینگراد به نام کرستی یا صلیب‌ها است. انتظار برای ملاقات با فرزند و شنیدن خبر سلامتی‌اش.

    سال‌های آخر عمر آنا آخماتووا سرشار از فعالیت ادبی بود و او در اوج شهرت و محبوبیت به‌سر می‌برد. از سراسر اتحاد جماهیر شوروی هر روز نامه‌های ستایش‌آمیز دریافت می‌کرد و اطراف او همیشه پر بود از شاعران جوانی که او را می‌ستودند. مردان جوانی به‌گردش حلقه زده بودند که همیشه آماده بودند تا هر کاری را برای او انجام دهند.هر چند در این سال‌های پایانی از انزوا خارج شده بود و فرزندش لف هم به مدارج بالای دانشگاهی رسیده بود اما بیماری اجازه نمی‌داد زندگی پروپیمانی داشسته باشد و پیوسته بیماری او شدیدتر می‌شد. او از دهه پنجاه به بعد چندین بار سکتهٔ قلبی کرد و هر سال چند هفته‌ای در آسایش‌گاه یا بیمارستان بستری می‌شد تا آن که سرانجام در پاییز ۱۹۶۵ دچار حمله قلبی شد و دیگر هرگز سلامت خود را به‌طور کامل به‌دست نیاورد و در ۵ مارس ۱۹۶۶ در بیمارستان دٌمو ددوو در حوالی مسکو درگذشت. چند روز بعد جنازه او را با هواپیما به لنین‌گراد بردند و بنا نبود مراسم رسمی برگزار شود. در ۹ مارس چند تن از دوستان او برای‌اش مراسم سوگواری، چنان‌که آرزو داشت طبق مراسم باستانی کلیسای اورتودوکس، برگزار کردند اما حضور تعداد زیادی از مردم که برای وداع با شاعر مورد علاقه‌شان به کلیسا آمده بودند موجب شد اتحادیه نویسندگان لنین‌گراد روز بعد برای او مراسم خاک‌سپاری رسمی بگیرد. و سرانجام در ۱۰ مارس تابوت او با همراهی مردم و فرزندش لف گومیلیوف و برودسکی (بعدها در  ۱۹۸۷ برنده جایزهٔ نوبل ادبیات شد.) در گورستان کوماروو در لنین‌گراد به خاک سپرده شد. او پس از مرگ بزرگ‌ترین شاعر زن روسیه نامیده شد.

    ۳

     شعرشناسی

    «آنا آخماتووا از آن دسته شاعرانی است که نه تبارنامه‌ای در شعر دارد و نه «سیر تطور»ی مشخص و معلوم. او از آن قسم شعرایی است که ناگهان «حادث می‌شوند»... » هرچند سخن ایوسیف برودسکی در باره شعر آخماتووا در کلیت‌اش درست است اما به هر حال شعر آخماتووا از «شام‌گاه»، ۱۹۱۲، تا «شعر بدون قهرمان»، ۱۹۶۳، تغییرات زیادی کرده است.

    نخستین شاعری که تأثیر عمیقی بر آخماتووا گذاشت اینّاکینتی فیودوروویچ آننسکی بود. ایرج کابلی در این باره می‌نویسد:«در سال ِ ۱۹۱۰... تصادفا نمونهٔ ِ حروف‌چینی‌ی ِ مجموعه شعر ِ جعبهٔ ِ چوب ِ سرو، کار ِ یکی از خبره‌گان و مترجمان ِ برجستهٔ ِ ادب ِ کلاسیک ِ غرب به نام ِ آننسکی به دست‌اش افتاد و باعث شد که به قول ِ خودش «دنیا را فراموش» کند. سبک ِ کار ِ آننسکی بر خلاف ِ سمبولیست‌ها، که او را ابتدا از خود می‌دانستند، کاملا «زمینی» و «این جهانی» بود.»سرود در آن زمان در روسیه سمبولیسم مکتب شعری مسلط بود اما دو جریان شعری جدید نیز در حال شکل‌گیری بود یکی جریانی که آخماتووا و همسر اول‌اش و چند شاعر جوان دیگر آن را به‌وجود آوردند و به آک‌مه‌ایسم مشهور شد و جریان دیگر شعری جنبش فوتوریسم بود که شاعر شاخص‌اش مایاکوفسکی بود. هرچند بعدها فوتوریست‌ها بسیار مطرح شدند و آک‌مه‌ایست‌ها تداوم پیدا نکردند اما «عقاید شعری آغاز دههٔ بیست روسیه تقریباً به تساوی میان هواداران آخماتووا و مایاکوفسکی تقسیم شده بود. حتا در آغاز فعالیت اک‌مه‌ایست‌ها «در سال ۱۹۱۴ از سوی منتقدان و جامعه‌شناسان مارکسیست به خوبی استقبال شد» اما بعدها در زمان استالین به آن عنوان «ادبیات اشراف و زمین‌دارن» دادند و محکومش کردند.

    از نظر فنی آخماتووا مانند سایر شاعران هم‌عصرش در حال شکستن وزن‌های عروضی در شعر بود. اما او در حاشیه آنچه قانون و قاعدهٔ مجاز شمرده می‌شد کار می‌کرد. «او حتا روشی را برقرار کرد که معمولاً به عنوان «روش آخماتووا» پذیرفته شده است و به تعبیری «ترکیب دوهجاییها و سه‌هجاییها» نام دارد.] او به فراتر بردن حد و مرزهای قافیه نیز کمک زیادی کرد. آن‌چه را قبلا قافیهٔ آزمایشی می‌نامیدند او تثبیت کرد. درک ظرایف موسیقیایی شعر آخماتووا فقط با دانستن زبان روسی و شنیدن آن امکان‌پذیر است و ترجمهٔ آن به زبان‌های دیگر بسیار دشوار و شاید محال باشد.

    ۴

     آثار

     مجموعه اشعار

     شام‌گاه.

    • ۱۹۱۴ - تسبیح.
    • ۱۹۱۴ - گلستان یا باغ گل.
    • ۱۹۱۴ - فوج پرندگان سفید.
    • ۱۹۲۱ - بارهنگ.
    • ۱۹۲۲ - ۱۹۲۲ بعد از میلاد (Anno Domini MCMXXI)
    • ۱۹۴۰ - گزیده اشعار "از شش کتاب".
    • ۱۹۶۳ - فاتحه و شعر بدون قهرمان.
    • ۱۹۶۵ - پرواز زمان و صدای شاعران. گزیده‌ای از برگردان شعرهای خارجی.

     پس از مرگ

    • ۱۹۶۷ - شعرهای آخماتوا.
    • ۱۹۷۳ - افسانه بدون قهرمان و بیست و دو شعر.
    • ۱۹۷۶ - گزینه اشعار.
    • ۱۹۸۹ - گزینه اشعار.
    • ۱۹۸۵ - دوازده شعر از آنا آخماتوا.
    • ۱۹۹۰ - کلیات اشعار آنا آخماتوا.

     کتاب‌ها

    • خروسک طلایی،
    • آدولف بنیامین سونستان
    • میهمان سنگی
    •  ترجمه‌ها
    • آخماتوا اشعار ۱۵۰ شاعر، از ۷۸ زبان مختلف، را به روسی برگردانده است. بیت‌های ترجمه شده توسط او بالغ بر ۲۰ هزار است
    • ۱۹۵۶ - شعر کلاسیک کره.
    • ۱۹۵۶ - شعر کلاسیک چین.
    • ۱۹۶۵ - اشعار تغزلی مصر باستان.

     نمایش‌نامه

    آخماتووا در کارنامهٔ ادبی خود نمایش‌نامهٔ نیمه تمامی دارد به نام اِنوما اِلیش. فکر نوشتن این نمایش‌نامه در سال‌های تاشکند(۱۹۴۲ - ۱۹۴۴) به سراغ‌اش آمد. زمانی که به بیماری تیفوس دچار شده بود در کابوسی هذیان‌وار طرح اولیه این نمایش‌نامه را می‌نویسد و بعد می‌سوزاند. آخماتووا در آغاز دهه ۶۰ میلادی کار بر روی این نمایش‌نامه را از سر می‌گیرد و با کمک دوستان‌اش نادژدا ماندلشتامو رانفسکایا و دیگرانی که قبل از سوزاندن متن تاشکند آن را برای‌شان خوانده بود سعی می‌کند که متن فراموش شده را بازنویسی کند که البته توفیق چندانی نصیب‌اش نمی‌شود. به هر حال در سفری که آخماتووا برای دریافت جایزهٔ اتنا تائورمینا به ایتالیا کرد در ضیافتی که به افتخار او برگزار شده بود بخش‌های بازسازی شدهٔ اِنوما اِلیش را می‌خواند و تئاتر دوسلدورف به او پیشنهاد می‌کند که آن را روی صحنه ببرد و آخماتووا هم می‌پذیرد و پی‌گیرانه روی آن کار می‌کند که سکتهٔ قلبی و سپس مرگ این کار را نیمه تمام می‌گذارد.

    •  ۱۹۶۴ - جایزهٔ اتنا تائورمینا (به ایتالیایی: Etna Taormina) در ایتالیا.
    • ۱۹۶۴ - دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد لندن.
    •  در سینما و تئاتر
    •  تئاتر
    • در ۲۰۰۶ بر اساس نمایش‌نامه‌ای به قلم جان اتیکن نمایش‌نامه‌نویس استرالیایی به نام «کشتی‌ها آهسته می‌گذرند» در استرالیا به روی صحنه رفت. در این نمایش که اکثر وقایع آن در آشپزخانه می‌گذرد آنا که ویوین گلنس نقش او را بازی می‌کند دارد اشعارش را برای لیدیا (با بازیگری ایرنه جارزابک) می‌خواند تا او حفظ کند و بعد اشعار سوزانده شوند.
    •  سینما

    در ۲۰۰۷ لیندا فیورنتینو امتیاز ساخت فیلمی از روی فیلم‌نامهٔ نوشته شده توسط جیم کورتیس را خریداری کرد که بر اساس زندگی آخماتووا نوشته شده است.

     آخماتووا در زبان‌های دیگر

    آثار آخماتووا به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. در ۲۰۰۴ کتابی با عنوان کلمه‌ای که مرگ را شکست می‌دهد: شعرهای خاطره از شعرهای آخماتووآ ترجمه ننسی ک. اندرسن توسط انتشارات دانشگاه ییل منتشر شد. در این کتاب اندرس ضمن ترجمهٔ سه شعر از آخماتووا تحلیل مفصلی از شعرها ارائه داده است.

    ۵

    آلکسیی نیکولایویچ تولستوی،  (۱۸۸۳–۱۹۴۵) شاعر و رمان­نویس روس. عضو آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی.

    تالستوی در ۱۰ ژانویه ۱۸۸۳ در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد و لقب کنت را به ارث برد. در سن‌پترزبورگ در رشته فنی تحصیل کرد اما بعد به ادبیات روی آورد. نخستین مجموعه شعرش را در۱۹۰۷ منتشر کرد اما بعدها آن را جزو آثار خود محسوب نکرد. در ۱۹۱۱ به داستان‌نویسی روی آورد اما جنگ جهان اول در گرفت و او به عنوان خبرنگار به جبهه رفت. پس از جنگ و وقوع انقلاب اکتبر به مخالفان انقلاب پیوست و به فرانسه رفت. در فرانسه با مجله مهاجران روس به نام سالنامه معاصر هم‌کاری می‌کرد. پس از چند سال زندگی در پاریس و برلین در ۱۹۲۳ به شوروی بازگشت و با خود آثاری را که در در دوران مهاجرت نوشته بود آورد.
    تالستوی در ۱۹۳۸ نشان لنین را دریافت کرد و در ۱۹۳۹ به‌عضویت آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی درآمد. در  ۱۹۴۱ به‌خاطر رمان پطر کبیر و سال بعد برای گذر از رنج‌ها جایزه استالین را دریافت کرد.
    تالستوی در ۲۳ فوریه ۱۹۴۵ در حالی که شهرت و محبوبیت زیادی در شوروی داشت درگذشت و «مرگ او ضایعه‌ای بزرگ برای ادبیات و فرهنگ روسی خوانده شد، ضایعه‌ای که شاید فقط مرگ گورکی در۱۹۳۶ با آن قابل قیاس باشد.»

    آثار

    • ۱۹۲۰ - کودکی نیکیتا.
    • ۱۹۲۱ - خواهران. نخستین اثر از تریلوژی گذر از رنج‌ها.
    • ۱۹۲۱ - ۱۹۴۰، گذر از رنج‌ها. برنده جایزه استالین در ۱۹۴۲.
    • ۱۹۲۲ - آیلیتا. (آئلیتا) رمان اتوپیایی.
    • ۱۹۲۴ – طغیان ماشین‌ها. رمان علمی-تخیلی.
    • ۱۹۲۵ – هذلولی‌وار مهندس گارین. (جعبه اختراعی مهندس گارینا) رمان علمی-تخیلی
    • ۱۹۲۹ – پطر اول (کتاب اول) ۱۹۴۳ – ایوان مخوف. برنده جایزه استالین در  یک هفته در تورنوا. پس از مرگ منتشر شد.

    کتاب‌نامهٔ فارسی

    • سرگشتگی جانگداز، ترجمه رضا آذرخشی، تهران، ؟، ؟.
    • آئلیتا، ترجمه ژاله پیامی، تهران، جیبی، ۱۳۴۴.
    • «خصلت روسی»، ترجمه گامایون، چند نوول از آثار نویسندگان شوروی، مسکو، پروگرس، ؟.
    • پطر کبیر، ترجمه ابراهیم مرادی و روحی ارباب، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،۱۳۵۱
    • رسالت زبان و ادبیات، ترجمه م.ح. روحانی، تهران، ؟، ۱۳۵۳، [چاپ دوم، تهران، توکا،۱۳۵۷]
    • پطر اول، ترجمه محمد هرمزان، مسکو، پروگرس،۱۳۵۶
    • گذر از رنج‌ها، [«دوخواهر»، «سال هجده» و« صبح تیره»]، ترجمه سروژ استپانیان، تهران، امیرکبیر،۱۳۵۹
    • شلغم، ترجمه جواد مهجوری، ؟، سارا، ۱۳۶۱
    • کاتیا، داستان‌های جنگ کبیر میهنی، [ «داستان‌های بی‌باکان»، «شب در کاهدانی»، «کاتیا»، «شب در کاهدانی»، «چگونه آغاز شد»، «هفت صورت چرکین»، «نینا»، «داستانی عجیب»، «کاتیا»، «مادر و دختر» و «بزن و سرنگون کن» ]، ترجمه م. ب. حافظی، تهران، روزبهان، ۱۳۶۱
    • کودکی نیکیتا، ترجمه مهدی غبرائی، تهران، نیلوفر، ۱۳۶۱
    • آیلیتا، ترجمه همایون نوراحمر، تهران، پیشرو، مرزبان، ۱۳۶۳
    • سراب، «سراب»، « سرگذشت نوزورف یا ایبیکوس»، ترجمه سروژ استانیان، تهران، رازی، ۱۳۶۴
    • کشف مخوف گارین، ترجمه یوسف حمزه‌لو، تاشکند، رادوگا، ۱۳۶۴
    • پتر اول، ترجمه احمد نوری‌زاده، تهران، نگاه، ۱۳۶۹
    • اشعه مرگ، ترجمه ناصر موذن، تهران، تندر، ۱۳۷۰
    • آدمک چوبی، ترجمه پروین قایمی، تهران، کتاب درنا، ۱۳۷۷
    • «عشق بی‌پایان‌»، ترجمه حسین وگامایون، عشق بی‌پایان، تهران، نشر فردا، ۱۳۷۸

    ۶


    لئو نیکلایویچ تولستوی ، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا از توابع تولا است . تولستوی در روز (۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه می‌باشد. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین رده ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور و محبوب است که اخیرأ سکه طلای یادبودی به‌احترام وی ضرب شده‌است.تولستوی به رغم شهرت و محبوبیتی که با انتشار آثارش کسب کرد زندگی خود را به شدت تغییر داد و به ساده زیستن روی آورد.

    تولستوی در سال (۱۸۶۲) با دختر هیجده‌ساله‌ای با سلف ِ آلمانی به‌نام سوفیا آندر ژونا برس ۱۸۴۴( - ۱۹۱۹)، ازدواج کرد و رمان‌های جاودانه‌ای به نام جنگ و صلح و آنا کارنینا را تألیف و منتشر ساخت. پشتیبانی همسر جوانش از فعالیت‌های ادبی تولستوی که به روایتی ۱۴۰۰ صفحه از پیش نویس جنگ و صلح را بیش از هفت بار پاکنویس کرده‌است، شایسته احترام است.رابطهٔ این دو عاشقانه، ولی پرتنش بود.دفترچه یادداشتی که تولستوی در دوران قبل از ازدواج شرح زندگی خود را در آن می نوشت به دست سوفیا افتاد.در این دفترچه یادداست شرح خوشگذارنی ها و عیاشی های تولستوی نوشته شده بود.تاثیر این مطالب بر سوفیا سنگین بود به طوری که می نویسد این دوران زننده و ناخوشایند و زندگی او در آن موقع غیرقابل پذیرش است.غرق شدن تولستوی در مسایل فلسفی در سال‌های بعد نیز مشکلات زیادی برا این دو به همراه داشت.آن ها با هم دیگر ۱۳ فرزند مشترک داشتند که ۴ تا از آنها در کودکی مردند.

    ۷

     جنگ و صلح، آناکارنینا

    جنگ و صلح رمانی طولانی است که در آن بیش از ۵۸۰ شخصیت با دقت توصیف شده‌اند. سه سال پیش نسخه‌ی کوتاه شده‌ای از این رمان به زبان انگلیسی منتشر شد. در این نسخه ۶۰۰ صفحه از نسخه‌ی اصلی که ۱۵۰۰ صفحه داشت، حذف شده است. این حذف شامل بحث‌های فلسفی کتاب است که به یکدستی ماجرا لطمه نمی‌زند. دلیل این کارها ارائه یک نسخه جذاب و پرماجرا از کتاب است که مناسب جوانان امروزی نیز باشد. شاهکار تولستوی، جنگ و صلح، یکی از معتبرترین منابع تحقیق و بررسی در تاریخ سیاسی و اجتماعی قرن نوزدهم روسیه است.

    به گفتهٔ تولستوی آناکارنینا اولین رمان واقعی او ویک داستان حماسی منثور است.این رمان ماجرایی دراماتیک از عشق و سرخوردگی و شکست دارد.همچنین حماسهٔ مقاومت روس‌ها را در برابر حملهٔ ناپلئون را بازگو می‌ کند.منتقدان آن را یکی از بزرگترین رمان‌های جهان و فراتر از آن یک رمان در بردارنده‌ی دیدگاه‌های فلسفی نویسنده درباره‌ی زندگی و تاریخ می دانند.نسخه ی بازنویسی شده‌ای از آنا کارنینااز اچ وینترز، نویسنده‌ی جوان آمریکایی اقتباسی امروزی از این کتاب است. در این روایت، در کنار حوادث و شخصیت‌های رمان اصلی شخصیت‌های تخیلی امروزی نیز حضور دارند. وی در دفتر خاطراتش در اواسط سال (۱۸۵۰ میلادی) چنین می‌نویسد:

    «چیزی در درونم شعله ور است که بیش از نیکی دلبسته آنم، شکوه و جلال.»

     انقلاب درونی

    تولستوی، در اوج اشتهار، مبتلا به‌سرگشتگی و ناامید از بهبود وضعیت جامعه شد و در مرز انحطاط فکری و شکست روحی قرار گرفت. او به‌عنوان عضوی از اداره کل آمار و سرشماری در مسکو در سال ۱۸۸۲ میلادی با فقر روزافزون کارگران که در مقام مقایسه با محرومیت دهقانان از ابعاد وسیع‌تری برخوردار بود، آشنا شد. با تأثیرپذیری از این واقعیت تلخ، به منظور کمک‌رسانی به‌کشاورزان و جلوگیری از مهاجرت دستجمعی آنان به‌شهرها، اقدام به‌ایجاد تشکیلاتی نمود که حمایت از روستائیانی که محصولاتشان در اثر حوادث و آفات طبیعی آسیب دیده بود، در دستور کار خود قرار داد. او خود نیز با ترک سیگار و الکل و کناره‌گیری از تفریحات مخصوص مانند شکار ِ حیوانات، اعلام همدردی نمود و اعتراف کرد: «چه لذایذ ظالمانه‌ای!»

    ازجمله فعالیت‌های اجتماعی تولستوی، حمایت از زندانیان سیاسی، مذهبی و سربازان فراری بود. از سال ۱۸۸۱ میلادی به‌بعد، در نتیجه مطالعات و تحقیقات بیشتر در حیطه ادیان، گرایش و تعلقات مذهبی وی نیز شدت یافت و در همین رابطه نسبت به‌ترجمه مجدد ِ انجیل به‌زبان روسی اقدام کرد.

    ۸

     تضادهای بیرونی

    اشتهار تولستوی هرچه بیشتر در خارج از روسیه وسعت می‌یافت، به‌همان نسبت نیز در داخل روسیه مورد طعن و لعن و انزجار دستگاه‌های دولتی و مراجع ارتودوکس قرار می‌گرفت. نوشته‌هایش قبل از انتشار توقیف و شایعه روانی بودن او به‌سرعت پراکنده می‌شد. پلیس تزاری کوچک‌ترین حرکت وی را تحت نظر گرفته بود. هنگامی که به‌پشتیبانی از مریدانش برخاست و برای آزادی آن‌ها از بازداشت، تمام مسئولیت‌ها را که به‌عنوان مدرک جرم مطرح بودند به‌عهده گرفت، به‌او گفتند:

    «جناب کنت، جاه و جلال شما بقدری بزرگ است که زندان‌های ما گنجایش آن را ندارد!»

    کلیسای ارتدکس و اتهام ارتداد

    انتشار رمان رستاخیز بهانه‌ای بود در دست مرجع عالی کلیسای ارتدکس، تا در تاریخ ۱۹۰۱ میلادی به‌دلایل زیر، تولستوی را به‌عنوان مرتد معرفی نماید:

    • تکذیب ِ وحدت ِ تثلیث مقدس در وجود خدای واحد
    • تکذیب بکارت مریم مقدس، قبل و بعد از تولد مسیح
    • تکذیب رستاخیز مسیح، و ضدیت با مظهر لاهوتی - ناسوتی مسیح پسر خدا
    • تکذیب وقوع معجزه در مراسم عشای ربانی. (تولستوی، معجزه را بطور عام و اعجاز تبدیل نان به تن ِ مسیح را بطور خاص نفی کرده‌است.)

    تولستوی، مبارزات سوسیالیست‌ها را نیز در جهت برقراری دیکتاتوری پرولتاریا، مردود دانسته و به عنوان پرچمدار انسان‌دوستی و مخالف با جنگ و خونریزی شناخته شده‌است. آثار او نیز، جاده‌صاف‌کن انقلاب ۱۹۰۵ روسیه نام گرفته‌است.

    ۹

     سال‌های پایانی

    علاوه بر تضییقات حکومت، سخت گیری‌های پلیس تزاری و ضبط پیش‌نویس رمان‌هایش در سال (۱۹۰۸ میلادی)، مشکلات خانوادگی هم مزید بر آن شد. تولستوی در آخرین روزهای حیات خود به‌اتفاق پزشک ِ خانوادگی و دختر کوچکش، همسر خود را ترک و به‌سوی جنوب روسیه مسافرت نمود. این، آخرین سفر تولستوی در تاریخ (هفتم نوامبر  ۱۹۱۰ میلادی) در ایستگاه راه آهن آستاپوفو به‌پایان رسید. دو روز بعد در زادگاهش به‌خاک سپرده شد.

     آثار تولستوی

    • جنگ و صلح - ترجمه کاظم انصاری، تجدید چاب با ترجمه سروش حبیبی
    • آناکارِنینا - ترجمه محمد علی شیرازی، تجدید چاپ با ترجمه جواد امیرانی - منوچهر بیگدلی خمسه - سروش حبیبی - فازار سیمونیان
    • رستاخیز - ترجمه محمدعلی شیرازی
    • کودکی، نوجوانی، جوانی - ترجمه غلامحسین اعرابی انتشارات سمیر
    • داستان‌هائی برای بچه‌ها - ترجمه آرش محرمی
    • اعتراف و سرشماری در مسکو - ترجمه اسکندر ذبیحیان-اعترافات ترجمه هوشنگ فتح اعظم و ترجمه سعید فیروزآبادی تحت عنوان اعتراف من انتشارات جامی
    • تمشک ( مجموعه داستان ) ترجمه علی آذرنگ
    • کوپن تقلی - ترجمه رضا علیزاده
    • پول و شیطان ترجمه رضا علیزاده
    • عید پاک - ترجمه محسن سلیمانی
    • طبل میان‌تهی و هفت داستان دیگر - ترجمه منوچهر ضرابی
    • مورچه و کبوتر - ترجمه باقر محمودی
    • بهترین داستان‌های کودکان و نوجوانان - ترجمه مریم خالقی، تجدید چاپ با ترجمه مجید رزاقی - نسرین مهاجرانی - س. صارمی
    • قزاقان - ترجمه مهدی مجاب
    • سه پرسش - ترجمه پریسا خسروی سامانی، تجدید چاپ با ترجمه جمال میرخلف
    • هنر چیست؟ - ترجمه کاوه دهگان
    • خداوند حقیقت را می‌بیند اما صبر می‌کند - ترجمه پریسا خسروی سامانی، تجدید چاپ با نام جدید: (سرانجام حقیقت آشکار خواهد شد- ترجمه صادق سرابی.)
    • جوانی بربادرفته - ترجمه کامران ایراندوست
    • سونات کرویتزر (موسیقی مرگ) - ترجمه عبدالله شاه سیاه- با نام سونات کرویتسر در کتاب مرگ ایوان ایلیچ و داستانهای دیگر ( شامل سه داستان بابا سرگئی، مرگ ایوان ایلیچ و سونات کرویتسر) ترجمه کاظم انصاری انتشارات جامی
    • شیطان ترجمه پرویز نظامی و ترجمه سعید نفیسی و جعفر شریف در کتاب داستان‌های برگزیده یا شاهکارهای کوتاه انتشارات جامی
    • بیست و سه قصه ترجمه همایون صنعتی زاده انتشارات قطره
    • سرگیوس پیر (پدر سرژیو) - ترجمه امیرهوشنگ آذر و کاظم انصاری طبق شرح فوق
    • مرگ ایوان ایلیچ - ترحمه لاله بهنام و کاظم انصاری طبق شرح فوق
    • محکوم بیگناه - ترجمه احمد نیک آذر
    • ارباب و نوکر - ترجمه مهران محبوبی
    • حاجی مراد - ترجمه رشید ریاحی، چاپ قبلی با ترجمه حسین صادق‌اوغلی
    • عشق بی پایان - ترجمه حسین نوشین و گامایون
    • نامه‌های تولستوی - ترجمه مشفق همدانی
    • داستان‌های سواستوپول- ترجمه پرویز نظامی
    • پولیکوشکا سیداحمد عقیلی انتشارات امیرکبیر
    • سعادت خانوادگی و داستانهای دیگر (شامل دو سوار و زمین نورد) ترجمه حسین تفرشیان و گامایون انتشارات جامی
    • دو سوار
    • زمین نورد ترجمه ابراهیم یونسی تحت عنوان داستان یک اسب انتشارات فردا

    ادبیات در باره تولستوی

    • شرح مفصل احوال و آثار لئو تولستوی نویسنده نامدار روسیه- هانری تروایا - ترجمه غلامرضا سمیعی
    • فیلسوفان جنگ و صلح - و. ب. گالی - ترجمه محسن حکیمی
    • زندگی و افکار تولستوی - هنری گیفورد - ترجمه ابوتراب سهراب
    • تولستوی - اشتفان سوایگ - ترجمه ذبیح‌الله منصوری، تجدید چاپ با ترجمه محمدعلی کریمی
    • تولستوی - هنری گیفورد - ترجمه علی‌محمد حق‌شناس
    • زندگی‌نامه و برگزیده‌های آثار تولستوی - هانری تراویا - ترجمه قاسم بذل جو
    • نگاهی تازه به جنگ و صلح - محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
    • لئو تولستوی - پاتریشیا گاردن - مترجم شهرنوش پارسی‌پور
    • زندگانی تولستوی - رومن رولان - ترجمه ناصر فکوهی، تجدید چاپ با ترجمه علی‌اصغر خبره‌زاده
    • مقالاتی درباره تولستوی - ولادیمیر ایلیچ لنین - ترجمه سپیدرود

    ۱۰

    ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف ۲۲  آوریل / ۲۳ آوریل ۱۸۹۹، سنت پیترزبورگ - ۲ جولای ۱۹۷۷، مونترو) نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود.

    وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود.

    ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ۱۹۵۵ میلادی و به زبان انگلیسی نوشت و در پاریس منتشر کرد.

    تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۷، ناباکوف ۱۸ رمان، ۸ مجموعه داستان کوتاه، ۷ کتاب شعر و ۹ نمایشنامه منتشر کرده بود.[

    ترجمه‌های فارسی

    • ناتاشا (داستان کوتاه) - ترجمه‌ی ترانه برومند - نیلا - 1389
    • مجموعه داستان‌های کوتاه ولادیمیر نابوکف - ترجمه بهمن خسروی - نسل نو اندیش - ۱۳۸۶ 
    • پنین - ترجمه رضا رضایی - کارنامه - ۱۳۸۳
    • دفاع لوژین - ترجمه رضا رضایی - کارنامه - ۱۳۸۴ 
    • خنده در تاریکی - ترجمه امید نیک فرجام - مروارید - ۱۳۸۳ 
    • زندگی واقعی سباستین نایت - ترجمه امید نیک فرجام - نیلا - ۱۳۸۶
    • دعوت به مراسم گردن زنی - ترجمه احمد خزاعی - قطره - ۱۳۸۶ 
    • ماری - ترجمه عباس پژمان - هاشمی - ۱۳۸۶ 
    • اختراع والس (نمایشنامه) - ترجمه سید محمد نجفی - نیلا - ۱۳۸۶ 
    • چشم - ترجمه‌ی یوسف نوری زاده - نشر مرکز- 1388

     |+| نوشته شده در  Fri 18 Mar 2011ساعت 10 PM  توسط رضوان رهنمافر  | 
    ۱

     معرفی شخصیت:ایتالوکالوینو
       
      ایتالو کالوینو اصالتا ایتالیایی اما ساکن سانتیاگو دلاس وگاس کوبا بود
      سال 1923 ودر 15 اکتبر به دنیا آمد
      نویسنده ای پست مدرن بود و از پیشروان این مکتب محسوب میشد
      پدر ومادری ایتالیایی و گیاه شناس داشت ،که این گرایش به نحوی در آثار کالوینو نیز محسوس است.
      او علاوه بر رمان نویسی خبر نگار،منتقدو نظریه پرداز بود
      با رولان بارت آشنا شد و با وی در دانشگاه سوربن به فعالیت پرداخت
      از جمله کسانی که وی با او ملاقات وگفتگو داشت چگورا بود
      کالوینو به سادگی همه چیز را به طنز می گرفت وحتی در این زمینه از شخصیتهای تاریخی نیز استفاده می کرد
      سال 1981 به او نشان افتخار داده شد
      و سرانجام در 19 سپتامبر 1985 در سینای ایتالیا از دنیا رفت.

      برای آدمی همه چیز شدنی است ، به شرط آنکه بخواهد و بهای آنرا نیز بپردازد.  (ایتالو کالوینو)
      آثار:
      شوالیه ناموجود(ترجمه پرویز شهدی،نشر چشمه)1951
      کاخ سرنوشتهای متقاطع 1962
      شهرهای نامرئی 1972
      سه گانه نیاکان ما (بارون درخت نشین،شوالیه ناموجود،ویکنت دو شقه شده)
      مورچه آرژانتینی(ترجمه شهریار وقفی پور،نشر کاروان)*1
      ویکنت دو شقه شده(ترجمه بهمن محصص،)1952
      راه لانه عنکبوت1947
      افسانه های ایتالیایی(ترجمه محسن ابراهیمی،نشر نیلا)
      بارون درخت نشین(ترجمه مهدی سهابی،نشر نگاه)1957*2
      مارکو والدو1963
      کمدیهای کیهانی(ترجمه موگه رازانی،نشر بازتاب نگار)1965*3
      تی صفر(میلاد زکریا،نشر آگاه و مرکز)*4
      اگر شبی از شبهای زمستان مسافری(ترجمه لیلی گلستان)1979*5
      آقای پالمور(ترجمه آرزو اقتداری)1983
      چرا باید کلاسیکها را خواند(ترجمه آزیتا همپارتیان) *6
      شش داستان برای هزاره بعدی1986*6
      یک روز ناظر انتخاباتی(ترجمه مژگان مهرگان،نشر خورشید)1960
      شاه گوش می کند(ترجمه فرزادهمتی،محمد رضا فرزاد،نشرمروارید)1982


       *1 این کتاب در واقع نه توسط خود نویسنده بلکه توسط کسانی که آثار و نوشته های پراکنده وی را از نشریات و... جمع آوری
      و احتمالا افزوده هایی از خود وارد آن نموده اند تشکیل گردیده.
       *2این کتاب به قصیده درخت نیز مشهور است.
       *3 کتاب کمدیهای کیهانی بسیار نادر می باشد
       *4ادامه کمدیهای کیهانی است به نحوی که مشود گفت اثر در کمدیهای کیهانی لو رفته است
       *5اثری داستان در داستان و با نثری خطابی می باشد
       *6این دو کتاب آثار غیر داستانی کالوینو است. 
       

    ۲

    معرفی شخصیت :  آندره ژید


      در 23 نوامبر 1869 در پاریس متولد شد.
      نام کامل او آندره پاول گیوم ژید است
      خانواده او پروتستانی بودند.پدرش از پروتستانهای نرماندی که چند پشتش کاتلیک بودندو مادرش ازپروتستان جنوب فرانسه بود
      در 22 سالگی شروع به فعالیت ادبی کرد.
      دوستی او با استفان مالارمه باعث رویکرد او به مکتب نماد گرایی شد
      پس از مدتی از مکتب نماد گرایی برگشت و به تجزیه وتحلیل و تامل در زندگی درونی انسانها پرداخت.
      سفری به آفریقا داشت که باعث تغییرات زیادی در وی شد.
      با آغاز جنگ جهانی اول مدتی خاموشی گزید سپس چند رمان نوشت
      از دواج او با نوعی عشق عرفانی همراه بود
      با رمان سکه سازان شیوه تازه ای در رمان فرانسه بنیاد نهاد.
     مدتی عضو حذب کمونیست شد اما بعد از مدتی به دلیل برآورده نشدن انتظارات وتمایلات عدالت خواهانه اش از حذب کناره گرفت
      سال1947 جایزه نوبل ادبی را در یافت نمود.
      نوزده فوریه 1951 از دنیا رفت.
      *
      ابتد تصور می کردم برای خودم چیز می نویسم،ولی بعد فهمیدم عده خیلی معدودی هم هستند که معنی نوشته های مرا در می یابند.
      (آندره ژید)
      

    *گروهی به غلط شکست فرانسه را در جنگ اخیرتحت تاثیر افکار ژید و پل واری  در نسل حاضر میدانند.که البته چنین نیست.


      * مادر ژید خوی خشن محلی داشت واین مسئله روح آزاد ژید را سخت تحت فشار قرار داد او هیچگونه آزادی حتی درانتخاب و نوع  لباس پوشیدن به وی نمی داد.ژید این خاطرات را در کتاب (اگر دانه نمیرد)بیان میکند.   طغیان نویسندهبر علیه تعصب رفتاری مادرش به شکلی بود که گروهی به اشتباه به او نسبت بی دینی وکفر داده بودند.  در صورتی که نه تنها ژید را نمی توان بی دین دانست بلکه به طور حتم او بسیار علاقه مند به انجیل و مسیحیت بوده.
       
        *دو اثر (خاطره واشعار آندره ولتر)و(مسافرت اورین) محصول و شرح حال ناکامی در عشق ابتدای جوانی اوست  این آثار به سبک سمبولیست ها وکاملا شاعرانه وتصویری است که بعد از این دو اثر وارد مرحله آثار تحلیلی گردید


        *در شیوه کار تحلیلی ابتدا راه موریس بارس را رفت وسپس ازنیچه پیروی کرد.که کتاب (مائده های زمینی) محصول آن است.


        * ژید معتقد بود هر کس باید مطابق استعداد های ذاتی و امیالش برای خود قانون وآدابی بسازدو اینگونه به شخصیت حقیقی خود برسد.اما در کتاب درام  (شائول) انحراف خود را از این نظرو عقیده نشان می دهد.اما در کتاب (رزل) که پس از بازگشت از الجزایر وگذراندن دوره نقاهت طولانی نوشت مجددا شخصی را نشان می دهد که به قوائد اجتماعی پشت پا زده و معتقد است نباید از نشاط و شادمانی رو گردان بود ولی باید از آن رهایی یافت وگذشت.در کتاب (در تنگ) و(اودیپ) بحث کنترل
      احساسات روح را تاکید می کند.
        
      *او معتقد بود که اصل شخصیت را قوای در هم و بر هم تاریک و متضادی تشکیل داده است و در این نوع اندیشه نیزمتآثر از داستایفسکی بود .که جرئت پیدا کرد توان و تجهیزات غیر معمول ما را عریان بنماید.چنانکه آثار(دخمه های واتیکان)   (آهنگ عشق) ،(سکه سازان)،(شرح حال داستایفسکی) موئید این نظر است.


         *آثار
         یادداشتهای روزانه آندره ولتر(نماد گرایانه)
         شعرهای آندره ولتر
         رساله نرگس(نماد گرایانه)
         سفر اورین(نماد گرایانه)
         مائده های زمینی(تجزیه وتحلیل گرایانه)
         ضد اخلاق(تجزیه وتحلیل گرایانه)
         در تنگ(تجزیه وتحلیل گرایانه)
         دخمه های واتیکان(تجزیه وتحلیل گرایانه)
        اگر دانه نمیرد(بهد از جنگ جهانی اول-خاطرات کودکی خود)
        کوریدون(بعد جنگ جهانی اول)
        سکه سازان(تحت تاثیر داستایفسکی)
        بازگشت از کنگور(ضد استعماری)
        بازگشت از چاد(ضد استعماری)
        بازگشت از شوروی
        پرومته سست زنجیر
        سمفونی روحانی(تحت تاثیر داستایفسکی)*
       شرح حال داستایفسکی(موثر از داستایفسکی)

       *کتاب سمفونی روحانی به نام آهنگ روستایی وآهنگ عشق نیز ترجمه شده علت آن نیز معنی  دوگانه اسم  کتاب   بوده. که در  فرانسه آن را  به عنوانla symphonie pastorale  آورده اند .  «يِستٌرول» در زبان  فرانسه از  واژه «پاستور»( یا به تلفظ فرانسوی پـَستٌر) گرفته شده وبه معنی پدر روحانی در آین  پروتستان است.که در آئین پروتستان از pasteur ودر آئین کاتولیکpretre استفاده میشود تا فرق این دو معلوم باشد. در وهله بعدی این واژه  به معنی چوپانی وشبانی ودر نهایت روستایی است. وریشه آن از کلمه pascere به معنی  چرا کردن است. زیرا  درآئین مسیحیت ،هر روحانی،به پیروی از مسیح که چوپان بود وخود را گله دار و شبان ارواح بشری می دانست، مسئولیت هدایت را برعهده دارد،از این رو به شبانی ونهایتا روستایی نیز اطلاق می شود.

    ۳

    جان ری گریشام (زاده ۸ فوریه ۱۹۵۵) نویسنده آمریکایی است. او ابتدا به تحصیل رشته حقوق روی آورد و پس از اخذ مدرک این رشته از دانشگاه ایالتی میسی سیپی، مدتی به کار وکالت در شهر آکسفورد مشغول شد. مدتی نماینده مجلس در پارلمان ایالتی بود و پس از چند سال، از کار کناره گیری کرد.

    او سالهاست به عنوان نویسنده رمانهای حقوقی پرفروش در آمریکا مطرح است. رمانهای وی به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شده‌اند. بیشتر کتابهای وی (گاه با چند ترجمه گوناگون) به فارسی نیز ترجمه شده‌اند. از اکثر کتاب‌های وی نیز یک نسخه سینمایی نیز ساخته شده‌است.

     کتابهای ترجمه شده گریشام در فارسی

    • برادران
    • هیئت منصفهٔ فراری
    • وصیت نامه
    • شریک
    • باران ساز (معجزهٔ سرنوشت)
    • موکل
    • زمانی برای کشتن
    • دختر انتقامجو (سوگندخورده فراری)
    • اتاق مجازات
    • شرکت
    • احظاریه
    • وکیل خیابانی
    • شاه زیانکاران
    • پرونده پلیکان
    • سوداگر
    • خانه نقاشی شده (این رمان غیر حقوقی است)
    • مرد معصوم
    • دستیار حقوق

    ۴

    آورام نوآم چامسکی (۷ دسامبر ۱۹۲۸ در فیلادلفیا، پنسیلوانیا) زبان‌شناس، فیلسوف آنارشیست و نظریه پرداز آمریکایی است. نظریه معروف وی دستور زایشی-گشتاری است که در دهه ۶۰ میلادی انقلابی در زبان‌شناسی معاصر ایجاد کرد. تا پیش از نظریات وی از ماهیت زبان و چگونگی یادگیری زبان توسط انسان درک درستی وجود نداشت. مقالات و کتاب‌های نوام چامسکی آغازگر پژوهش‌های نوینی در عرصه روانشناسی زبان گردید.

    هم‌چنین وی مقالات متعددی در زمینه نقد سیاست‌های خارجی دولت ایالات متحده آمریکا دارد.

    وی استاد بازنشسته دپارتمان فلسفه و زبان‌شناسی موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا است.

    نوام چامسکی در ۷ دسامبر ۱۹۲۸ از پدرومادری یهودی در فیلادلفیای آمریکامتولد شد. از سال ۱۹۵۵ در موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) به عنوان استاد زبان‌شناسی مشغول به تدریس شد. چامسکی در سال ۱۹۷۶ در موسسه تکنولوژی ماساچوست به مقام استادی رسید.

    زبان‌شناسی

    نظریه معروف وی دستور زایشی است که در دهه ۶۰ میلادی انقلابی در زبان‌شناسی معاصر ایجاد کرد. وی همچنین کتاب‌های متعددی درباره ذهن و زبان و مغز و زبان نوشته است. در واقع چامسکی در بررسی‌های خود نشان داد که با بررسی نظام زبانی افراد می‌توان نتایج روان‌شناختی به دست آورد.

    وی نوشته‌های متعددی نیز در زمینه علوم رایانه دارد.

    نظریات چامسکی انقلابی در رشته زبان‌شناسی به وجود آوردند. او معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و «به طور ارثی برنامه‌ریزی شده» است و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا می‌کند. کودک مجموعه محدودی از اطلاعات را از محیط زبانی خویش می‌گیرد و خود قادر است ترکیبات جدیدی بسازد. نظریه‌پردازان پیش‌تر معتقد بودند زبان مادری تنها از راه شنیدن گفتار اطرافیان و به صورت اکتسابی وارد مغز کودک می‌شود.

    ایده‌های سیاسی

    نوام چامسکی روشنفکری شناخته‌شده و منتقد سیاست خارجی ایالات متحده و دولت‌های دیگر است. وی خود را سوسیالیستی آزادی‌خواه و هم‌چنین هوادار آنارکو-سندیکالیسم می‌داند.

    چامسکی اگرچه از برچیدن دیوار برلین استقبال کرد، اما ترس او از این‌که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مجموعه درهم‌پیچیدهٔ نظامی-صنعتی آمریکا به دنبال دشمنانی جدید خواهد گشت تا وجود خود را موجه جلوه دهد، با اتفاقاتی که بعداً در جهان رخ داد تأیید شد. به نظر چامسکی اجرای موفقیت‌آمیز این برنامه وام‌دار «اتحادی نامقدس» میان دولت آمریکا و شرکت‌های رسانه‌ای است.

    چامسکی در زمان جنگ ویتنام به عنوان منتقد اجتماعی سیاست خارجی آمریکا به شهرت رسید. نخستین اثر سیاسی مهم او کتاب قدرت آمریکا و ماندارین‌های نوین (۱۹۶۹) بود که در انتقاد به طبقه روشنفکران لیبرال نوشته شده بود.

    درک چامسکی از ساز و کار امپریالیسم آمریکا و توانایی همیشگی او برای فهم دورنمای کلی سیاست‌های آمریکا به مخالفت او با دخالت نظامی آمریکا در کوزوو، افغانستان و عراق و هم‌چنین جنگ بوش بر ضد تروریسم منجر شد.

    او در سال ۱۹۸۰ بر کتاب روبرت فاوریسون (Robert Faurisson) که در حقیقت داشتن هولوکاست تردید کرده بود، مقدمه یی نوشت. اگرچه این مقدمه تنها با دفاع از آزادی بیان می‌پرداخت، با واکنش‌های سختی مواجه شد. وی بعدها آشکار ساخت که از وی مطلبی در دفاع از آزادی بیان خواسته شده بود و او از استفاده از آن به عنوان مقدمهٔ کتاب مذکور اطلاع نداشت.

    در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی چامسکی به همراهی جان پیلگر (John Pilger) از معدود کسانی بودند که از نسل‌کشی «پنهان» در تیمور شرقی سخن گفتند. وی به تمامی روسای جهمور آمریکا، حتی جان اف کندی که محبوبیتی باورنکردنی دارد، با دیدی انتقادی می‌نگرد. او درین باب کتاب نیمه تاریک کاملوت را نوشته است.

     ایران

    وی از تظاهرات معترضین به انتخابات ۲۲ خرداد استقبال کرد و گفت:«شجاعت و پایداری تظاهرکنندگان را تحسین برانگیز و دارای اهمیت تاریخی تام و تمام» توصیف می‌کند. وی می‌گوید:«هرگونه استفاده از زور باطل است و نتایج انتخابات حتی ذره‌ای معتبر به‌نظر نمی‌رسد».

    پس از اعتصاب غذای اکبر گنجی روبروی سازمان ملل نوام چامسکی از او حمایت کرد و گفت که سعی می‌کند به او و همراهانش بپیوندد

    نوآم چامسکی در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۹، یکم مردادماه، از محل سکونتش در ماساچوست به نیویورک رفت تا در جمع اعتصاب غذاکنندگان ایرانی حاضر شود؛ تجمع سه روزه‌ای که در اعتراض به رفتار جمهوری اسلامی ایران با معترضان به نتیجه انتخابات برگزار شده بود.

    آثار ترجمه شده به فارسی

    آثار سیاسی

    • بهره‌کشی از مردم: نئولیبرالیسم و نظم‌جهانی. ترجمهٔ مرتضوی، حسن. تهران: نشر دیگر، ۱۳۷۹.
    • آمریکای بزرگ و حقوق بشر. ترجمهٔ بهزاد باشی. تهران: انتشارات آگاه،
    • دهه جنگ سرد: روند جنگ سرد در دهه ۱۹۸۰ - ترجمه شاهرخ وزیری (۱۳۶۴)
    • مثلث سرنوشت ساز، فلسطین، آمریکا و اسرائیل - ترجمه عزت الله شهیدا (۱۳۶۹)
    • دمکراسی بازدارنده - ترجمه غلامرضا تاجیک(۱۳۷۲)
    • ۱۱ سپتامبر - ترجمه خلیل دباش (۱۳۸۲)
    • سلطه یا بقا: طرح سلطهٔ آمریکایی - ترجمه علیرضا ثقفی (۱۳۸۵)
    • کنترل رسانه - ترجمه ضیا خسروشاهی- انتشارات درسا ۱۳۸۶
    • تلاش آمریکا برای حاکمیت جهانی- ترجمه ضیا خسروشاهی- انتشارات درسا ۱۳۸۷
    • جاه طلبی‌های امپراتوری - ترجمه ضیا خسروشاهی- انتشارات درسا ۱۳۸۷
    • دولت‌های فرومانده - ترجمه اکرم پدرام‌نیا - انتشارات افق ١٣٨٧
    • ایالات شکست خورده: سوء استفاده از قدرت و حمله به دموکراسی - ترجمه یعقوب نعمتی وروجنی - انتشارات جام جم 1387 ( آثار زبانشناسی
    • ساختارهای نحوی، (ترجمه احمد سمیعی گیلانی)
    • زبان‌شناسی دکارتی: فصلی از تاریخ تفکر عقلگرا - ترجمه احمد طاهریان انتشارات هرمس (۱۳۷۷)
    • زبان و اندیشه - ترجمه کوروش صفوی انتشارات هرمس(۱۳۷۹)
    • دانش زبان: ماهیت، منشاء و کاربرد آن - ترجمه علی درزی(۱۳۸۰) نشر نی
    • کنترل رسانه ها: عبدالرضا شاه محمدی - انتشارات فکرت ۱۳۸۱

    ۵

    اِدگارآلِن پو  (زادهٔ ۱۸۰۹ - درگذشتهٔ ۱۸۴۹)، نویسنده داستان‌های کوتاه، شاعر، نقاد و ویراستار آمریکایی است که عمده شهرتش به خاطر توسعه‌بخشیدن به گونه‌های ادبی وحشت و خیال‌پردازی می‌باشد. فضای ترسناک و درون‌مایهٔ گوتیک حاکم بر آثار او، در ادبیات داستانی آمریکا بی‌همتایند. پو از پیشروان داستان‌های پلیسی مدرن محسوب می‌شود و بسیاری از آثار او شهرت جهانی دارند.

    ادگار آلن پو تأثیر چشمگیری بر ادبیات پس از خود گذاشت و از بنیانگذاران داستان کوتاه به مثابه یک فرم ادبی و همین طور از بنیانگذاران گونه‌های پلیسی، علمی‌تخیلی و وحشت شمرده می‌شود. نویسندگان و شاعرانی نظیر والت ویتمن، ویلیام فاکنر، هرمان ملویل و ری بردبری، و در فرانسه شارل بودلر، شاعر بزرگ فرانسوی که آثار او را به فرانسه ترجمه کرد و استفان مالارمه، و همین طور اسکار وایلد، آلدوس هاکسلی، فئودور داستایوسکی، خورخه لوئیس بورخس و توماس مان از او تأثیر گرفته‌اند. * چهرهٔ هولناک و همیشه حاضر مرگ و احساس گناه گریز ناپذیر قهرمانان پو، پیش درآمدی است برای آنچه بعدها داستایوفسکی در جنایت و مکافات تکامل می‌بخشد. پو، بینشی ژرف به درون (گمراهی ذهنی) پدید می‌آورد که نشان می‌دهد مرز میان عقل و جنون چه اندازه باریک است. کشمکش همیشگی میان دو نفس درونی که در داستان «ویلیام ویلسن» آشکارترین نمود را می‌یا د؛ آنچه که روانشناسی نوین «شخصیت دوپاره» می‌خواند.

    برخی از آثار

     داستان‌ها

    • سوسک طلایی
    • گربه سیاه
    • داستان‌های شگفت‌انگیز
    • قلب رازگو
    • زنده به گور
    • برنیس
    • بشكه آمونتیلادو
    • زوال خاندان آشر
    • قورباغه
    • لیژیا
    • مرد توده
    • نقاب مرگ سرخ
    • قتل در خیابان مورگ
    • مغاک و آونگ
    • شب هزار و دوم شهرزاد

     اشعار

    • اعراف
    • آنابل لی
    • زنگ‌ها
    • شهری در دریا
    • الدورادو
    • قصر جن زده
    • لنور
    • کلاغ
    • اولالوم

    ۶

    ارنِست میلر هِمینگوی ‏(۲۱ ژوئیه، ۱۸۹۸ - ۲ ژوئیه ۱۹۶۱) از نویسندگان برجستهٔ آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است.

    از مهم‌ترین رمان‌های او کتاب پیرمرد و دریا است. این کتاب می گوید " یک مرد را می توان نابود کرد ولی نمی توان شکست داد " داستان پیرمردی است که با ماهی بزرگی مبارزه می کند. برخی ار نقادان گفته اند ارزش پیامی و داستان با ارزش تر از اختراع پیل بوده است.

    همینگوی در ۱۸۹۸ در الینوی آمریکا زاده شد. وی در ۱۹۱۷ درس خود را در دبیرستان اوک پارک به پایان رساند و در کانزاس‌سیتی به خبرنگاری در گاهنامهٔ استار پرداخت. ماجراجویی‌هایش او را به جبهه جنگ در ایتالیا کشاند و در آن جا زخمی شد

    در سال ۱۹۲۶ ارنست همینگوی با پائولین فیفر ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال ۱۹۲۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. پاتریک درسال ۱۹۲۸ و گرگوری درسال ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در همان دوران زندگی‌اش با پائولین خانه‌ای در کی وست فلوریدا خرید.

    در اواخردهه۱۹۳۰ همینگوی عاشق زنی روزنامه‌نگار و نویسنده به نام مارتا گلهورن شد و در سال ۱۹۴۰ با او ازدواج کرد. ارنست، "فینکا ویخی یا" (Finca Vigía) را در کوبا خرید. در سال ۱۹۴۴ با مری ولش ملاقات کرد و این بار دلباخته او شد، از مارتا در سال ۱۹۴۵ جدا شد و در ۱۹۴۶ با مری ازدواج کرد.

    خودکشی

    او در دوم ژوئیه سال ۱۹۶۱ میلادی با تفنگ مورد علاقه اش خودکشی کرد.

    آثار ارنست همینگوی

    • سه داستان و ده شعر ۱۹۲۳ / Three Stories and Ten Poems
    • در زمان ما ۱۹۲۴ / In Our Time
    • مردان بدون زنان ۱۹۲۷ / Men Without Women
    • برنده هیچ نمی‌برد ۱۹۳۳ / The Winner Take Nothing
    • خورشید هم طلوع می‌کند ۱۹۲۶ / The Sun Also Rises
    • وداع با اسلحه ۱۹۲۹ / A Farewell to Arms
    • مرگ در بعد از ظهر ۱۹۳۲ / Death in the Afternoon
    • تپه‌های سبز آفریقا ۱۹۳۵ / Green Hills of Africa
    • داشتن و نداشتن ۱۹۳۷ / To have and Have Not
    • ستون پنجم و چهل و نه داستان کوتاه ۱۹۳۸ / The Fifth Column and Forty-nine short stories
    • زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند۱۹۴۰ / For Whom the Bell Tolls
    • بهترین داستان‌های جنگ تمام زمان‌ها ۱۹۴۲ / The Best War Stories of All Time
    • در امتداد رودخانه به سمت درختها ۱۹۵۰ / Across the River and into the Trees
    • پیرمرد و دریا ۱۹۵۲ / The Old Man and the Sea
    • مجموعه اشعار ۱۹۶۰ / Collected Poems
    • آثاری که پس از مرگ همینگوی منتشر شده‌است:
    • عید متغیر (عیدی که در مسیحیت زمان مشخصی ندارد)۱۹۶۴ / A Moveable Feast
    • با نام ارنست همینگوی (یادداشت‌های همینگوی از سال‌های اولیه اقامت در پاریس)۱۹۶۷ / Byline: Ernest Hemingway
    • داستان‌های کانزاس سیتی استار ۱۹۷۰ /Stories Cub Reporter: Kansas City Star
    • جزایر در طوفان ۱۹۷۰ / Islands in the Stream
    • (رمان نا تمام) باغ عدن ۱۹۷۰ / The Garden of Eden
    • حقیقت در اولین تابش ۱۹۹۹ / True at the First Light

    ۷

    ویلیام فاکنر ‏ (۱۸۹۷ - ۱۹۶۲) رمان‌نویس آمریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات بود.

    رمان‌ها

    • مواجب بخور و نمیر (۱۹۲۶)
    • پشه‌ها (۱۹۲۷)
    • سارتوریس(۱۹۲۹)
    • خشم و هیاهو (۱۹۲۹)
    • گوربه‌گور (۱۹۳۰)
    • حریم (۱۹۳۱)
    • روشنایی ماه اوت (۱۹۳۲)
    • دو دکل (۱۹۳۵)
    • ابشالوم، ابشالوم! (۱۹۳۶)
    • شکست‌ناپذیر (۱۹۳۸)
    • نخل‌های وحشی (۱۹۳۹)
    • دهکده (۱۹۴۰)
    • برخیز ای موسی (۱۹۴۲)
    • مزاحم در خاک (۱۹۴۸)
    • مرثیه برای راهب (۱۹۵۱)
    • حکایت (۱۹۵۴)
    • شهر (۱۹۵۷)
    • عمارت (۱۹۵۷)
    • چپاولگران (۱۹۶۲)

    آثار ترجمه شده به زبان فارسی

    • گوربه‌گور. ترجمهٔ نجف دریابندری. نشر چشمه
    • ابشالوم، ابشالوم!. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر
    • برخیز ای موسی. ترجمهٔ صالح حسینی . انتشارات نیلوفر
    • حریم. ترجمهٔ فرهاد غبرایی. انتشارات نیلوفر
    • خشم و هیاو. ترجمهٔ صالح حسینی. انتشارات نیلوفر
    • داستان‌های یوکناپاتافا. ترجمهٔ عبدالله توکل، رضا سیدحسینی. انتشارات نیلوفر
    • یک گل سرخ برای امیلی. ترجمهٔ نجف دریابندری. انتشارات نیلوفر
    • نخل‌های وحشی. ترجمهٔ تورج یاراحمدی . انتشارات نیلوفر
    • تسخیر ناپذیر. ترجمهٔ پرویز داریوش . انتشارات امیرکبیر
    • روشنایی ماه اوت ترجمه عبدالحسین شریفیان نشر چشمه

    ۸

    تونی موریسون ( -۱۹۳۱) (نام اصلی: نامِ اصلیِ وی کلوئه آنتونی ووُفورد Chloe Anthony Wofford) نویسنده، فمینیست و استاد دانشگاه زن سیاهپوست آمریکایی و برنده جایزه ادبی نوبل ۱۹۹۳، که آثارش به خاطر فضای حماسی، دیالوگ‌های زنده و تصویر کردن شخصیت‌های سیاهپوست آمریکایی مشهور است. او نخستین زنِ سیاهپوستی است که کرسی‌ای به نامِ خود در یکی از دانشگاه‌های بزرگ آمریکا (دانشگاه پرینستون) دارد. او اولین زن سیاهپوست آمریکایی است که جایزه نوبل را دریافت کرده‌است.

    • جایزه ادبی نوبل ۱۹۹۳
    • جایزه پولیتزر ۱۹۸۸
    • جایزهٔ محفلِ منتقدانِ کتاب نیویورک

    رمان‌ها

    • آبی‌ترین چشم (۱۹۷۰)
    • سولا (۱۹۷۳)
    • آواز سلیمان (۱۹۷۷)
    • بچه قیر (۱۹۸۱)
    • محبوب (۱۹۸۷)
    • جاز (۱۹۹۲)
    • بهشت (۱۹۹۹)
    • عشق (۲۰۰۳)، با ترجمه شهریار وقفی‌پور و از سوی انتشارات کاروان منتشر شده‌است.

     

    ادبیات کودکان

    • جعبه بزرگ (۲۰۰۲)
    • کتاب آدم‌های بدجنس (۲۰۰۲)
    • اختیار دست کی است؟ شیر یا موش؟ (۲۰۰۳)
    • اختیار دست کی است؟ مورچه یا آخوندک؟ (۲۰۰۳)
    • اختیار دست کی است؟ توله سگ یا مار؟ (۲۰۰۴)
    • اختیار دست کی است؟ آینه یا شیشه؟ (۲۰۰۷)

     

    نمایشنامه

    • امت خیالباف (۱۹۸۶)

     

    غیرداستانی

    • کتاب سیاه (۱۹۷۴)
    • تولد یک ملیت (۱۹۹۷)
    • بازی در تاریکی) (۱۹۹۲)
    • به یاد بسپار (۲۰۰۴)

     ۹

    جبران خلیل جبران (۶ ژانویه ۱۸۸۶  - ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) زاده بشرّی لبنان از نویسندگان سرشناس لبنان و آمریکا و خالق اثر بسیار مهم و مشهور پیامبر است.

    دوران کودکی

    او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی(منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت.

    مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از خودش، و دو خواهر کوچکتر به نام‌های «ماریانه» و «سلطانه» داشت که در تمام عمرش به آن‌ها وابسته بود. از آنجا که جبران در فقر بزرگ می‌شد، از تحصیلات رسمی بی بهره ماند و آموزش‌هایش محدود به ملاقات‌های منظم با یک کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبان‌های سوری و عربی آشنا کرد. جبران هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادر جبران تصمیم گرفت با خانواده‌اش به آمریکا کوچ کند. در ۲۵ ژوئن سال ۱۸۹۵، جبران در دوازده سالگی با مادر، برادر و دو خواهرش لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد. وی در بوستون به مدرسه رفت. در مدرسه، اشتباهی در ثبت نام، نام او را برای همیشه تغییر داد و به کهلیل جبران Kahlil Gibran تبدیل کرد که علی رغم تلاش‌هایش برای بازیابی نام کاملش، تا پایان عمرش بر جا ماند. جبران در سال ۱۸۹۶ با فرد هلند دی ملاقات کرد و از آن به بعد وارد مسیر هنر شد. دی جبران را با اساطیر یونان، ادبیات جهان، نوشته‌های معاصر و عکاسی آشنا کرد.

    بازگشت به لبنان

    همچنین دختر جوانی به نام «ژوزفین پی بادی» که ثروت سرشاری از ذوق و فرهنگ داشت دل به محبت این جوان بست و در رشد و کمال او بسیار موثر واقع شد. وی در آمریکا به نگارگری پرداخت و در سال ۱۹۰۸ وارد فرهنگستان هنرهای عالی در پاریس در فرانسه شد و مدت سه سال زیر نظر تندیسگر معروف «اگوست رودن» درس خواند. رودن برای جبران آینده درخشان و تابناکی را پیش‌بینی نمود. زنان دیگری نیز بعدها در زندگی جبران ظاهر شدند که از همه مهم تر خانم «مری هسکل» و «شارلوت تیلر» است. این دو زن اخیر بخصوص خانم هسکل شاید بیشترین تأثیر را در زندگی فرهنگی و هنری و حتی اقتصادی جبران داشته‌اند. اما جبران پس از حدود سه سال اقامت در آمریکا به شوق زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت. جبران که به کمک فرد هلند دی کم کم وارد حلقه بوستونی‌ها شده بود و شهرت کوچکی به هم زده بود، با نظر خانواده‌اش تصمیم گرفت به لبنان برگردد تا تحصیلاتش را به پایان برساند و عربی بیاموزد. جبران در سال ۱۸۹۸ وارد بیروت شد و به «مدرسه الحکمه» رفت. جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با دوستش یوسف حواییک، مجله‌ای به نام «المناره» منتشر کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های جبران بود.

    مرگ در خانواده و بازگشت به ایالات متحده

    جبران دانشگاه را در سال ۱۹۰۲ تمام کرد. زبان‌های عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود. در این هنگام رابطه‌اش با پدرش قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانه‌ای را از سر گرفت. در همان هنگام شنید که برادر ناتنی‌اش سل گرفته، خواهرش سلطانه مشکل روده‌ای دارد و مادرش گرفتار سرطان است. با شنیدن خبر بیماری هولناک سلطانه، جبران در ماه مارس ۱۹۰۲ لبنان را ترک کرد. اما دیر رسید و سلطانه در چهارده سالگی درگذشته بود. در همان سال، پیتر به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند.

    خلیل جبران بعد از پایان تحصیلاتش در فرانسه دوباره وارد آمریکا شد و تا مرگش در سال ۱۹۳۱ در آنجا کار و زندگی کرد.

    نویسندگی جبران از همان ایام نوجوانی به میدان هنر و شعر و نویسندگی قدم نهاد. در پانزده سالگی مدیر مجله «الحقیقة» شد و در شانزده سالگی نخستین شعرش در روزنامهٔ جبل به طبع رسید و در هفده سالگی به طراحی چهرهٔ بزرگانی چون عطار و ابن سینا و ابن خلدون و برخی دیگر از حکما و نویسندگان پیشین دست زد و پس از پایان تحصیلات رسمی خود برای تکمیل هنر نقاشی به پاریس رفت و طی دو سال اقامت در فرانسه ضمن آشنایی با مکاتب گوناگون هنر نقاشی، کتابی با عنوان «الارواح المتمردة» (روان‌های سرکش) نوشت و در بیروت به طبع رساند.

    این کتاب دولت عثمانی را سخت مضطرب کرد. کشیشان کتابش را محکوم کردند و روزی در میدان عمومی شهر انبوهی از این کتاب را به آتش کشیدند و حکومت وقت بازگشت او را به وطن ممنوع کرد.

    در این حال اخبار ناگوار از مرگ خواهر و برادر جوان و بیماری مادر به او رسید و او علیرغم منع سیاسی به میهن بازگشت. پس از دو سال اقامت در وطن باز سفری به پاریس کرد تا از هنرمندان آن دیار بخصوص رودن، لطائف فنون صورتگری را بیاموزد. در این سفر جبران با بزرگانی چون روستاند، دبوسی و مترلینگ آشنا شد و از ذوق و اندیشهٔ آنان بهره‌های فراوان برد. در آن روزگار دفتر نقاشی رودن کعبه آمال هنرجویان جهان بود و جبران مدتی در آن دفتر در کنار آموختن لطائف هنر نقاشی، شیوهٔ نگاه هنرمندانه را نیز از او بیاموخت و رودن چون شعر و نقاشی را در جبران به کمال یافت او را با ویلیام بلیک، شاعر و نقاش شهودی انگیس در قرن هجدهم بیشتر آشنا کرد. و معروف است که او را ویلیام بلیک قرن خواند. جبران وقتی اولین کتاب نقاشی‌های بلیک را خرید چون درویشی که به گنج رسیده باشد. به چنان وجد و نشاط و شادی و مستی رسید که از بیخودی در پوست نمی‌گنجید، گوئی در غربتگاه این عالم دوستی دیرین و آشنایی محرم یافته‌است.

    در سال ۱۹۱۰ جبران بار دیگر به آمریکا رفت و در نیویورک در خیابان دهم دفتری تأسیس کرد که سال‌ها مجمع نویسندگان و شاعران و هنرمندان عرب و دوستان و شیفتگان آمریکایی او بود. بهترین و پخته‌ترین آثار شعری و نقاشی او در این دوران بیست و یک ساله اقامت در آمریکا شکل گرفت و به صورت کتاب‌ها و نمایشگاه‌های متعدد به جهانیان عرضه شد و جبران را در زمانی کوتاه به اوج شهرت و محبوبیت رسانید.

    از جبران مجموعا ۱۶ کتاب به زبان‌های عربی و انگلیسی بر جا مانده‌است که چندی پیش در یک مجموعه 14جلدی توسط نشر کلیدر و با ترجمهٔ مهدی سرحدی به بازار عرضه شده است. اسامی این کتاب‌ها به ترتیب سال انتشار عبارت است از:

    الف - به زبان عربی:

    ۱. موسیقی (۱۹۰۵م.) ۲. عروسان دشت (۱۹۰۶م.) ۳. ارواح سرکش (۱۹۰۸م.) ۴. اشک و لبخند ۵. بال‌های شکسته ۶. کاروان‌ها و توفان‌ها ۷. نوگفته‌ها و نکته‌ها

    ب - به زبان انگلیسی:

    ۸. دیوانه ۹. نامه‌ها ۱۰. ماسه و کف ۱۱. پیشتاز ۱۲. خدایان زمین ۱۳. سرگشته ۱۴. مسیح، فرزند انسان ۱۵. پیامبر ۱۶. باغ پیامبر

    اخیرا مجموعه 5 جلدی از آثار انگلیسی جبران به نام های 1. دیوانه 2. طلایه دار 3. پیامبر 4. ماسه و کف 5. بوستان پیامبر به صورت متن دوزبانه (انگلیسی- فارسی) با ترجمه یاسر سرحدی و با چاپ نفیس به بازار آمده است.

    آنچه در سالهای اخیر موجب سردرگمی خوانندگان و علاقمندان جبران در ایران شده است، به راه افتادن موجی از "کتاب سازی" و جعل عناوین خودساخته برای کتب جبران یا ارائهٔ گزیده‌هایی از چند کتاب او با یک عنوان جدید است که اتفاقی ناخوشایند به نظر می‌رسد و لازم است در این زمینه شفاف سازی صورت گیرد.جبران در سال ۱۹۳۱ به علت سیروز کبدی درگذشت.

    ۱۰

    ریچارد گری براتیگان  (۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ - ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده است. رمان صید قزل آلا در آمریکا اولین و شناخته شده‌ترین اثر اوست. وی عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد.

    ریچارد در سی‌ام ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشنگتن به دنیا آمد.از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دست‌رس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشته‌است. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او می‌گوید:«او شب‌ها را به نوشتن می‌گذراند و تمام روز را می‌خوابید. اطرافیان خیلی اذیتش می‌کردند و سر به سرش می‌گذاشتند. آن‌ها هیچ‌وقت نفهمیدند که نوشته‌های او چه‌قدر برایش مهم هستند.»

    جوانی

    در بیست سالگی شیشهٔ پاسگاه پلیس را با سنگ شکست و یک هفته در زندان گذراند و بعد به بیمارستان دولتی ارگون تحویل داده شد. به تشخیص پزشکان به دلیل ابتلا به جنون جوانی پارانوئیدی در بیمارستان تحت شوک درمانی و مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از مرخص شدن از بیمارستان به سان‌فرانسیسکو رفت.
    در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت می‌شدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میک‌کلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت‌ قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب می‌شود. در تابستان ۱۹۶۱ به هم‌راه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانه‌های پر از قزل‌آلای آن‌جا را تجربه کرد و رمان صید قزل‌آلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بسر می‌برد و حتا در تامین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد.

    دوران اوج

    قبل از صید غزل‌آلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخه‌های آن‌ها می‌پرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگ‌سور هر چند دومین رمان او محسوب می‌شود اما اولین رمان منتشر شده‌ای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.

    پس از موفقیت صید غزل‌آلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی می‌توانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتا کتابی منتشر کرد با نام لطفا این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به هم‌راه هر شعر بسته‌ای بذر، بسته‌های باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعه‌دارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش می‌شود. سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ شعرهای ریچارد براتیگان در ایران منتشر شده‌است. البته بدون بذر.

    براتیگان به سفارش جان لنون و پل مک‌کارتنی، دوستان‌اش در گروه بیتلز، چند شعر و بخش‌هایی از رمان‌هایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که هم‌زمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.

    در ۱۹۷۰ پس از سیزده سال زندگی زناشویی پرفراز و نشیب از همسرش ویرجینیا جدا شد و دو سال بعد به پاین‌کریک مونتانا رفت و تا هشت سال پس از آن در مجامع ظاهر نشد و حاضر به ایراد سخنرانی یا انجام مصاحبه نبود.

    در ۱۲ مه ۱۹۷۶ برای اولین بار به ژاپن رفت. از کودکی با ژاپنی‌ها بر سر بمباران بندر پرل هاربر مشکل داشت. عموی‌اش در آن حادثه ترکش خورد بود و هر چند یک سال بعد بر اثر حادثه‌ای از بلندی سقوط کرد و مرده بود، اما ریچارد هفت ساله مرگ عمو را به حساب ژاپنی‌ها نوشته بود و از آنان متنفر بود. سفر به ژاپن دیگاه‌اش نسبت به ژاپنی‌ها را تغییر داد و شیقتهٔ فرهنگ ژاپنی شد تا آنچا که بارها به ژاپن سفر کرد و وطن‌اش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو می‌دانست. او حتا با آکیکو که ژاپنی بود ازدواج کرد و این ازدواج دو سال دوام یافت.

    براتیگان نویسنده‌ای خاصی بود و تعلق‌اش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار می‌نماید. «زیبایی‌شناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جان مایهٔ آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار می‌گیرد.»

    علیرضا طاهری عراقی مترجم مجموعه‌ٔ داستان اتوبوس پیر در یادداشت مترجم می‌نویسد: «توصیف آثار براتیگان کار ساده‌ای نیست. هیچ سبک و مکتب ادبی و سنت تاریخی را نمی‌توان زادگاه یا مبنای شیوه خاص نویسندگی و شاعری او دانست. در مورد آثار نثرش حتی این مشکل وجود دارد که آیا آن‌ها را باید در کدام گونه‌ٔ ادبی جای داد؟ آیا رمان‌هایش را واقعا می‌توان رمان نامید؟ آیا اصلاً در حوزهٔ ادبیات داستانی قرار می‌گیرد؟ شاید ساده‌تر این باشد که آن را سبک براتیگانی بخوانیم و بس. به هر حال به نظر می‌رسد که آثار براتیگان هم مثل خودش یتیم‌اند.»

    روان شناختی آثار

    نقاط اوج داستان‌های براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در رمان صید قزل آلا در آمریکا و نیز دیگر آثار براتیگان از جمله در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شده است. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواسته‌های درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده آثار براتیگان خود را خارج از فضای آنها حس نمی‌کند چون براتیگان نویسنده‌ای است که با چیره دستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کرده است.

    مرگ

    زندگی و مرگ او مانند آثارش بسیار پرفراز و نشیب و متفاوت و غیرمنتظره بود. او در فصل شکار همیشه به مونتانا می‌رفت و با دوستان‌اش به شکار می‌پرداخت هر چند او هیچ‌وقت نمی‌توانست به موجود زنده‌ای شلیک کند و بیشتر ادای شکارچیان را در می‌آورد. در فصل شکار ۱۹۸۴، براتیگان به مونتانا نرفت. دوستان‌اش نگران شدند. امکان تماس با او وجود نداشت به همین دلیل پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا که محل زندگی براتیگان بود را خبر کردند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس در خانهٔ براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهار نظر پزشکی قانونی: او «ایستاده رو به دریا پشت پنجره» به شقیقه‌اش شلیک کرده است.

    آثار

    رمان

    • - صید قزل آلا در آمریکا
    • - ژنرال متفقین، اهل بیگ‌سور
    • - در رؤیای بابل
    • - سقط جنین
    • - در قند هندوانه
    • - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد
    • - یک زن بدبخت

    داستان کوتاه

    • - انتقام چمن، در ایران: اتوبوس پیر و چند داستان دیگر

    شعر

    • - پادشاهی دوم. (قلمرو دوم)
    • - لطفا این کتاب را بکارید.
    • - ۳۰ ژوئن، ۳۰ ژوئن
    • - در لولا شده به فراموشی

    داستان

    • - ۱۳۸۴ - صید قزل آلا در آمریکا، پیام یزدانجو، نشر چشمه.
    • - ۱۳۸۴ - در قند هندوانه، مهدی نوید، نشر چشمه.
    • - ۱۳۸۴ - اتوبوس پیر و چند داستان دیگر(دشمن چمن)، علیرضا طاهری عراقی، نشر مرکز.
    • - ۱۳۸۴ - صید قزل آلا در آمریکا، حامد داراب شبگیر، نشر نگاه.
    • - ۱۳۸۵ - صید قزل آلا در آمریکا، هوشیار انصاری فرد، نشر نی.
    • - ۱۳۸۶ - در رؤیای بابل، پیام یزدانجو، نشر چشمه.
    • - ۱۳۸۷ - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد، حسین نوش‌آذر، انتشارات مروارید.

    تک داستان‌ها

    • ۱۹۹۵ - قهوه، آب و هوای سانفرانسیسکو، بهمن فرسی، سنگ ۱، آلمان.

    شعر

    • ۱۳۸۴ - کلاه کافکا، علیرضا بهنام، نشر چشمه.
    • ۱۳۸۶ - دری لولا شده به فراموشی، یگانه وصالی، نشر چشمه.
    • ۱۳۸۷ - خانه‌ای جدید در آمریکا، محسن بوالحسنی و سینا کمال آبادی، نشر رسش.
    • ۱۳۸۷ - لطفا این کتاب را بکارید، مهدی نوید، نشر رخداد نو.

    دونالد بارتلمی  ‏ (۱۹۳۱ - ۱۹۸۹) نویسندهٔ پسانوگرای آمریکایی بود. او همچنین به عنوان خبرنگار روزنامه، سردبیر مجله، مدیر موزه و استاد دانشگاه کار کرد. او یکی از بنیان‌گذاران اصلی رشتهٔ نویسندگی خلاق دانشگاه هوستون بود.

    دانلد بارتلمی را عموماً پدرِ داستان‌های پسانوگرا می‌دانند. او در گونهٔ علمی‌تخیلی و خیال‌پردازی هم فعالیت داشته است. بارتلمی هرگز نویسندهٔ علمی تخیلی و خیال‌پردازی نبود، اما آثاری جریان‌ساز خلق کرد که از پیشروترین آثار موج‌نوی علمی‌تخیلی و سایبرپانک محسوب می‌شود.

    دونالد بارتلمی در سال ۱۹۳۱ در فیلادلفیا به دنیا آمد. دو سال بعد خانوادهٔ او به تگزاس نقل مکان کردند، در آنجا پدر بارتلمی استاد معماری در دانشگاه هوستون شد. در همین دانشگاه بارتلمی در رشتهٔ روزنامه نگاری تحصیل کرد. او در سال ۱۹۵۳ به جنگ کره اعزام گشت و در آن‌جا در یک روزنامهٔ ارتشی کار می‌کرد. بعد از بازگشت به آمریکا تحصیلات خود را در رشتهٔ فلسفه دانشگاه هوستون ادامه داد، اما در سال ۱۹۵۷ بدون گرفتن مدرک از ادامهٔ تحصیل منصرف شد.

    در سال ۱۹۶۱ اولین داستان کوتاه اش را منتشر ساخت. بارتلمی چهار بار ازدواج کرد، از همسر سومش صاحب دختری به نام آنی و از همسر چهارمش صاحب دختر دومش، کیت، شد. دونالد بارتلمی در سال ۱۹۸۹ به علت سرطان درگذشت.

    کتاب‌شناسی

    مجموعه داستان

    • برگرد، دکتر کالیگاری، ۱۹۶۴
    • تمرین‌های نا گفتنی، رفتارهای غیرطبیعی، ۱۹۶۸
    • زندگی شهری، ۱۹۷۰
    • اندوه، ۱۹۷۲
    • لذت گناه آلود، ۱۹۷۴
    • آماتورها، ۱۹۷۶
    • روزهای بزرگ، ۱۹۷۹
    • شصت داستان ۱۹۸۱
    • شبانه به شهرهای خیلی دور، ۱۹۸۳
    • بار سَم، ۱۹۸۷
    • چهل داستان، ۱۹۸۷

     نوول‌ها

    • سپید برفی، ۱۹۶۷
    • پدر مرده، ۱۹۷۵
    • پارادایز، ۱۹۸۶
    • شاه، ۱۹۹۰

     |+| نوشته شده در  Fri 18 Mar 2011ساعت 9 PM  توسط رضوان رهنمافر  | 
     
      بالا